روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٣ - ترجمه
محمّد نامبارك مردى است،و اين دين او اصلى ندارد،و ما تا در اين دين آمديم جز زيان و نكبت نيست ما را،برگشتندى،فذلك قوله: فَإِنْ أَصٰابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ ،اى سكن اليه، وَ إِنْ أَصٰابَتْهُ فِتْنَةٌ ،اى نكبة و بليّة و مرض و آفة فى المال. اِنْقَلَبَ عَلىٰ وَجْهِهِ ،ارتدّ عن اسلامه بعد ما اظهره،و رجع كافرا،و قوله: عَلىٰ حَرْفٍ ،اى على جانب و شفا غير مطمئنّ و لا مستقيم،چون كسى كه بر طرف چيزى باشد در ميان آن كار نشده باشد.و الحرف،الجانب،و منه حرف البئر و حرف النّهر.مجاهد گفت:
على شكّ،بعضى دگر گفتند:على ضعف من الاعتقاد و البصيرة،و بعضى دگر گفتند:على لون واحد في طلب مقصوده،بر يك رنگ و همه آنكه طالب مقصود خود باشد [١]شاكر نباشد [٢]در سرّاء و ضرّاء.بعضى دگر گفتند:اين كنايت است از نفاق،يعنى يعبد اللّه بلسانه دون قلبه. خَسِرَ الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةَ ،يعقوب و حميد و اعرج خواندند:خاسر الدّنيا و الآخرة،على وزن فاعل نصبا [٣]على الحال و جرّ الآخرة بالاضافة،او دنيا و آخرت زيان دارد،يعنى نه دنيا بود او را و نه آخرت،براى آنكه در دنيا منكوب باشد و در آخرت معذّب. ذٰلِكَ هُوَ الْخُسْرٰانُ الْمُبِينُ ،اين زيانى است آشكارا كه پوشيده نيست.
آنگه گفت: يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ ،مىخواند اين مدبر منحوس كافر بدون خداى جمادى را كه او را زيان نكند و نتواند كرد،و سود نيز نتواند [٤]كرد. ذٰلِكَ هُوَ الضَّلاٰلُ الْبَعِيدُ ،اين گمراهى است دور،يعنى به غايت و دور از رشاد.
يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ ،كسى را مىخواند و مىپرستد كه زيانش نزديكتر از سود است،يعنى اين بتان را كه مىپرستد براى آنكه او خود قادر نيست بر سود،و از عبادت ايشان او را در دنيا و آخرت زيان خواهد بود به خزى و عقاب. لَبِئْسَ الْمَوْلىٰ ، بد خداوندگارى است بت [٥]ايشان را. وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ ،و بد همسازى [٦]است.و گفتند:مولى،به معنى ناصر است اين جا،و گفتهاند:ولىّ و دوست است،و
[١] .آج،لب:باشند.
[٢] .آج:نباشند،لب:باشند.
[٣] .آط:نصيبا،به قياس با نسخۀ آب،و اتّفاق بقيه نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٤] .آج:نتوانند.
[٥] .آب،آز،مش:بتان.
[٦] .آط:همباز،به قياس با نسخۀ آج و با توجّه به معنى كلمه در صفحات بعدى و تصريح متن،تصحيح شد.