روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٧ - ترجمه
شكايت گفت: مَسَّنِيَ الضُّرُّ ،و مىگفتند:شايد تا او از خداى شكايت كند،و خداى در حقّ او مىگويد: إِنّٰا وَجَدْنٰاهُ صٰابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ [١].من گفتم:اين شكايت نيست، اين عرض ضعف حال است در ميانۀ دعا،نبينى كه در عقب او لفظ اجابت مىآيد من قوله: فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ ،و اجابت به عقب دعا باشد نه به عقب شكايت. فَكَشَفْنٰا مٰا بِهِ[مِنْ ضُرٍّ] [٢]،ما او را اجابت كرديم و كشف بلاى او كرديم،و من،تبيين راست.
وَ آتَيْنٰاهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ ،و مراد به اهل فرزندانند،و آن فرزندان كه مرده بودند خداى تعالى ايشان را زنده كرد،و پس از آن هم چندان فرزندان داد او را به عدد و اختلاف مفسّران در عدد ايشان گفتم [٣]. رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنٰا [٤]،نصب او بر مفعول له است براى رحمت ما بر او. وَ ذِكْرىٰ لِلْعٰابِدِينَ ،و يادگارى و تذكيرى مر خداىپرستان را.
قوله: وَ إِسْمٰاعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ ،اسماعيل بن ابراهيم است،و ادريس [٥]اخنوخ است،و قصّۀ ايشان رفته است پيش از اين.و تقدير آيت اين است:و اذكر اسماعيل و ادريس.
مفسّران در ذو الكفل خلاف كردند،عبد اللّه عمر گفت از رسول-عليه السّلام- حديثى شنيدم كه:اگر يكبار يا دو بار شنيدمى نگفتمى،جز آنكه هفت بار شنيدم اين حديث از او كه گفت:در بنى اسرايل مردى بود نام او ذو الكفل،مردى فاسق بود.
يك روز زنى را شصت دينار داد و او را پيش خود برد.چون خواست كه با او خلوت كند او را يافت كه مىلرزيد،گفت:چه بوده است تو را؟گفت:من هرگز اين كار نكردهام.گفت:پس چرا آمدى اين جا؟گفت:ضرورت حاجت مرا حمل كرد بر اين.مرد گفت:برو كه تو را مسلّم كردم [٦]و زر به تو دادم و توبه كردم با خداى كه هرگز نيز هيچ معصيت نكنم.آن شب او را وفات رسيد.بر در سراى او نوشته يافتند
[١] .سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٤٤.
[٢] .آط:ندارد،به قياس با نسخه آج و با توجّه به متن قرآن مجيد،افزوده شد.
[٣] .آب،آج،لب،از،مش:گفتيم.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:رحمة منّا،به قياس با متن قرآن مجيد تصحيح شد.
[٥] .آج،لب،مش+ابن.
[٦] .آج،لب:بكردم،مش:كردهاند.