روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٨ - ترجمه
كردند كافران بر ايشان. فَحٰاقَ ،اى لحق [١]،در رسيد به آن مستهزيان [٢]ساحران آن استهزاء كه مىكردند،يعنى جزا و عقوبت آن روز بود [٣]كه ايشان استهزا از حديث بعث و نشور و دوزخ و انواع عذاب مىكردند كه،رسول-عليه السّلام-گفتى [٤]،خداى تعالى گفت:برسيد به ايشان آنچه از آن فسوس مىداشتند از عذاب [٥]دوزخ.
قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ ،بگو اى محمّد كه كيست كه شما را نگه مىدارد به شب و روز از خداى تعالى،يعنى از عذاب خداى.و گفتند:از عوارض آفاتى كه باشد در شب و روز،يقال:كلأه يكلؤه اذا حفظه فهو كالى،قال ابن هرمة:
انّ سليمى و اللّه يكلؤها
ضنّت بشيء ما كان يزرؤها
حقتعالى تذكّر [٦]نعمتى دگر كرد از نعمتها[ى او،گفت كه] [٧]:كيست كه شما را به شب و روز و گاهوبىگاه در خفتگى و بيدارى نگاه مىدارد؟ ذو النّون مصرى گفت:شبى از شبها برون آمدم،شبى بود مقمر و ماهتاب روشن،بر كنار رود نيل[٣٣-ر]مىرفتم گزدمى [٨]را ديدم كه مىرفت به شتاب چنان كه من در وى نرسيدم [٩]،گفتم:همانا در اين تعبيهاى باشد،براثر او مىرفتم تا به كنار آب رسيد [١٠]،و بزغى [١١]بيامد و پشت بداشت تا آن گزدم [١٢]بر نشست بر پشت او [١٣]و عبر [١٤]كرد،من گفتم:سبحان [١٥]آن خدايى كه اين گزدم [١٦]را بىسفينه رها نكرد!من نيز عبر [١٧]كردم.گزدم چون به خشك رسيد دگرباره تاختن گرفتن گرفت [١٨]و من براثر او مىرفتم نگاه كردم برنايى را ديدم مست افتاده و مارى سياه عظيم بر سينۀ او شده و آهنگ دهن او كرده،آن گزدم [١٩]بيامد و بر پشت آن مار شد و او را نيشى بزد و بكشت
[١] .آط:فحق،آج،لب:فحمق.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:و روا بود.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:گفت.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:عقاب.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:تذكير.
[٧] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٨] .آج،لب،كژدمى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:در او نمىرسيدم.
[١٠] .آج،لب:رسيدم.
[١١] .آج،لب:وزغى.
[١٦] [١٢] .آج،لب:كژدم.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:بر پشت او نشست.
[١٧] [١٤] .آج،لب:عبور.
[١٥] .آج،لب:سبحان اللّه.
[١٨] .همۀ نسخه بدلها:تاختن گرفت.
[١٩] .آط،آج،لب:كژدم.