روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٠ - ترجمه
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصّٰالِحٰاتِ ،آنگه گفت:هركس كه او عمل صالح و كار نيكو كند، وَ هُوَ مُؤْمِنٌ ،«واو»حال راست،و او مؤمن باشد. فَلاٰ يَخٰافُ ظُلْماً وَ لاٰ هَضْماً ،او نترسد از ظلمى و نقصانى كه حقّ [١]او را كنند.
عبد اللّه عبّاس گفت:معنى آن است كه،نترسد كه از حسنات او چيزى نقصان كنند و يا در سيّئاتش بيفزايند.ابو العاليه گفت:گناه ديگرى بر او ننهند.ضحّاك گفت:به گناه ديگرى او را نگيرند و عمل او باطل نكنند.و اصل«هضم»،كسر و حطّ باشد،يقال:هضمت حقّه،اى حططت عنه،و منه هضم الطّعام و امرأة هضيم الكشح،اى ضامر البطن.
وَ كَذٰلِكَ أَنْزَلْنٰاهُ ،و همچنين فروفرستاديم قرآنى عربى به زبانى [٢]عرب و لغت ايشان. وَ صَرَّفْنٰا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ ،و بگردانيديم در او انواع وعيد،و بيان كرديم تا باشد كه اين كافران بترسند از عقاب من و احتراز كنند از معاصى. أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً ، يا اين وعيد ايشان را احداث ذكرى كند و به نوى ياد كردى پديد آرد ايشان را و پندى و عبرتى.قتاده گفت:جدّا [٣]و ورعا.
فَتَعٰالَى اللّٰهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ ،متعالى است خداى تعالى كه او پادشاه حقّ است، و ملك و پادشاهى او حق و صواب است،و هرچه جز آن است باطل است يا باطل شود. وَ لاٰ تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ ،بعضى مفسّران گفتند:سبب نزول آيت آن بود كه،رسول -عليه السّلام-را چون جبريل-عليه السّلام-قرآن بر او خواندى،او مىخواندى.از [٤]حرص او برآن،خداى تعالى اين آيت فرستاد.و بعضى دگر گفتند:مراد آن است كه،اين قرآن بر اصحاب خود مگير و ايشان را مياموز تا نيك بندانى و تمام بنشنوى [٥].
و بيان كرديم كه واجب نكند كه آن را كه او از كارى نهى كنند،او آن كار كرده باشد يا آن كار مىكند،و مانند اين بسيار است،منها قوله: يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللّٰهَ وَ لاٰ تُطِعِ الْكٰافِرِينَ وَ الْمُنٰافِقِينَ [٦]...،و قوله:... وَ لاٰ تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً [٧].و منها
[١] .آب:به حق،آز:محق.
[٢] .آط:زبانى/زبان.
[٣] .آج،لب:حدّا.
[٤] .آب،آج،لب،آز،مش:بر او خواندى از.
[٥] .آب،آز:بشنوى،مش:نشنوى.
[٦] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ١.
[٧] .سورۀ دهر(٧٦)آيۀ ٢٤.