روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠١ - ترجمه
نبات نروياند.و اگر همه آبهاى جهان در او بندند باز آنگه كه وقت آيد و فصل ربيع باشد،ما باران به او فروفرستيم تا چون زنده شود [١]،پندارى بر خود بجنبد و نشاط نبات كند،و انواع نبات پديد آيد از او،هم آن خداى كه اين كند و بر اين قادر است،قادر است بر آنكه شما را زنده كند پس ازآنكه مرده باشى و پوسيده.
آنگه اين آيت را بيان كرد و گفت: ذٰلِكَ بِأَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ ،اين براى آن است كه خداى حقّ است،و وجود او درست است،و كمال قادرى او محقّق است،و او قادر است بر آنكه مردگان را زنده كند،بل [٢]هرچه مقدورات است [٣]،قادر است از هر جنسى على ما[لا] [٤]نهاية له.
وَ أَنَّ السّٰاعَةَ آتِيَةٌ ،و نيز بدانى كه قيامت آمدنى است و در او شكّى نيست،و خداى تعالى زنده خواهد كرد آنان را كه در گورهااند.
وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يُجٰادِلُ فِي اللّٰهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لاٰ هُدىً وَ لاٰ كِتٰابٍ مُنِيرٍ ،آيت هم در نضر بن الحارث آمد،گفت:و از مردمان كس [٥]هست كه جدل مىكند و خصومت در خداى تعالى بىعلمى كه او را هست. وَ لاٰ هُدىً ،بىبيانى و بيّنتى و حجّتى كه دارد،و بىكتابى روشن.
ثٰانِيَ عِطْفِهِ ،برگردانيده پهلو را،و اين عبارت باشد از دو چيز،يكى:تكبّر،يقول العرب:جاء فلان ثانيا عطفه اذا جاء متكبّرا متجبّرا،و نيز عبارت باشد از عدول و اعراض و الثّنى الصّرف،و العطف الجنب،و نصب او بر حال است از فاعل،و در آيت هر دو وجه محتمل است،و نظيره [٦]قوله: وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَيْهِ آيٰاتُنٰا وَلّٰى مُسْتَكْبِراً [٧]...،و قوله:... لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ ، [٨].
لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ ،تا گمراه كند مردمان را از ره خداى.آنگه گفت: لَهُ فِي الدُّنْيٰا خِزْيٌ ،او را در دنيا خزيى و ذلّى و هوانى و هلاكى باشد،و آن روز بدر بود. وَ نُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ عَذٰابَ الْحَرِيقِ ،و روز قيامت بچشانيم او را عذاب دوزخ.
[١] .آب،آز،مش+و.
[٢] .آب،آز،مش+بر.
[٣] .آب+اوست،مش+او.
[٤] .آط:ندارد،از آب،افزوده شد.
[٥] .آب،آز،مش:كسى.
[٦] .آب،آز،مش:نظيرها.
[٧] .سورۀ لقمان(٣١)آيۀ ٧.
[٨] .سورۀ منافقون(٦٣)آيۀ ٥.