روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٨ - ترجمه
سبقك بها عكّاشة ،عكّاشة تو را به اين سبق برد.
قوله: وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يُجٰادِلُ فِي اللّٰهِ ،گفت:از مردمان كس هست كه او در خداى تعالى مجادله و [١]خصومت مىكند.«من»،تبعيض راست،و«من»،نكرۀ موصوفه است.آيت در نضر بن الحارث آمد كه او بسيار خصومت كردى با رسول و گفتى:فريشتگان دختران خدايند،و قرآن افسانه پيشينگان است،و خداى قادر نيست بر احياء موتى،خداى تعالى بيان كرد كه:او اين جدل كه مىكند در حقّ خداى تعالى بىعلم مىكند. وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطٰانٍ مَرِيدٍ ،و تابع است هر ديوى ستنبه مارد عاصى را.و تمرّد،سركشى باشد،و منه قوله:... مِنْ كُلِّ شَيْطٰانٍ مٰارِدٍ [٢].
كُتِبَ عَلَيْهِ ،برآن شيطان نوشتهاند كه هركس به او تولاّ كند،شيطان او را از راه دين گمراه كند و از ره بهشت،و او را راه نمايد به ره دوزخ و عذاب آتش.
آنگه خطاب كرد با منكران بعث و نشور،گفت: يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ ،اى مردمان!اگر شما در شكّى ازآنكه شما را زنده خواهند كرد، چرا انديشه نكنى كه ما شما را اوّل از خاك آفريديم،يعنى پدر شما[آدم را] [٣]. ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ،آنگه فرزندان او را از نطفه آفريديم،و نطفه اين آب معروف است كه خداى از او فرزند آفرينيد [٤]،و اصل او آب اندك باشد من نطف اذا قطر. ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ،آنگه از خونى بسته،براى آنكه آب در رحم از پس چهل روز خونى بسته شود. ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ ،آنگه از گوشتى خاييده براى آنكه از پس چهل روز آن علقه جنين [٥]شود. مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ ،بعضى ممكّن [٦]و نشو كرده باشد و بعضى نباشد.
عبد اللّه عبّاس گفت:تامّة و غير تامّة،يعنى سقط.مجاهد گفت:مصوّرة و غير مصوّرة.
لِنُبَيِّنَ لَكُمْ ،اينهمه براى آن تا بيان كنيم شما را كه اصل شما از چيست،و ما چگونه آفريديم شما را.
عبد اللّه مسعود گفت:چون نطفه در رحم افتد،خداى تعالى فرشتهاى برآن گمارد و او گويد:بار خدايا!مخلّقة ام غير مخلّقة،اين تمام بودنى است يا نى؟اگر
[١] .آج،لب+مخاصمت.
[٢] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ٧.
[٣] .آط:ندارد،از آب،افزوده شد.
[٤] .آب،آج،لب،آز،مش:آفريند.
[٥] .آج،لب:خونين.
[٦] .آب،آج،لب،آز،مش:ممكس.