روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٠ - ترجمه
بودند،على ما جاء فى الاخبار،و معنى مبالغت باشد.آنگه آنان كه در سابق علم آن بود كه ايشان حج خواهند كردن [١]،جواب دادند و گفتند:لبّيك اللّهمّ لبّيك. يَأْتُوكَ رِجٰالاً ،تا به [٢]تو آيند پياده،جمع راجل،كقايم و قيام و صايم و صيام.جزم «يأتوك»بر جواب امر است،و نصب«رجالا»بر حال است از فاعل. وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ ،و بر هر شترى لاغر. يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ،مىآيند از هر راهى دور.و «يأتين»براى آن گفت كه رد كرد با معنى«كلّ»،يعنى جملۀ شتران،قال الرّاجز:
يقطعن بعد النّازح العميق
ابو القاسم بشر بن محمّد بن ياسر گفت:در طواف مردى كهل را ديدم روى زرد شده و اثر رنج سفر بر او پيدا،عصايى به دست گرفته طواف مىكرد،برآن عصا اعتماد كرده از ضعف.بر او رفتم و او را مىپرسيدم،مرا گفت:تو از كجايى؟گفتم:از خراسان،گفت:خراسان كجا باشد،كه نشنيده بود؟گفتم:از بلاد مشرق است، گفت:ازآنجا تا اين جا به چند گاه [٣]آيى؟گفتم:دوماهه يا سهماهه راه است، گفت:پس دانم هر سال [٤]تو به [٥]زيارت اين خانه آيى كه شما همسايۀ اين خانهاى.
من گفتم:از خانۀ تو تا اين جا چند باشد؟گفت:پنجساله راه است كه من از خانه بيامدم،هيچ اثر بياض در سر و محاسن من نبود،اكنون در راه پير گشتم [٦].گفتم:هذا و اللّه الجهد البيّن و الطّاعة الجميلة و المحبّة الصّادقة.[٤٨-ر]گفتم [٧]:و اللّه اينت [٨]رنج عظيم و طاعت نكو و محبّت صادق!در روى من بخنديد و اين بيتها بخواند:
زر من هويت و ان شطّت بك الدّار
و حال من دونه حجب و استار
لا يمنعنّك بعد من زيارته
انّ المحبّ لمن يهواه زوّار
لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ
،تا حاضر آيند به منافع خود.سعيد جبير گفت:مراد تجارت است،و اين روايت ابو رزين است از عبد اللّه عبّاس.مجاهد گفت:منافع دين و دنيا خواست و هرچه معصيت نبود.محمّد بن علىّ الباقر گفت:و سعيد مسيّب و عطيّۀ
[١] .همۀ نسخه بدلها:كرد.
[٢] .آب،آز،مش:با.
[٣] .آز:گام.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:سالى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:سال اين جا به.
[٦] .آط،آج،لب،آز،مش:پير شدم.
[٧] .چاپ شعرانى:گفت.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز آط و آب:اين است.