روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٦ - ترجمه
اين سخن اگرچه جبريل مىگويد با مريم ازآنجا كه به رسالت خداى مىگويد:
«علىّ»مىگويد تا همچنان است كه خداى تعالى مىگويد. وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنّٰاسِ ،و تا آن را آيتى و علامتى كنيم براى مردمان و رحمتى و بخشايشى از ما بر ايشان. وَ كٰانَ أَمْراً مَقْضِيًّا ،و اين كارى است قضا كرده و حكم در او برفته،اين مناظرهاى است كه ميان مريم و جبريل-عليه السّلام-برفت.
فَحَمَلَتْهُ ،آنگه جبريل-عليه السّلام-پيرهن [١]بر تن مريم كرد،و يك روايت آنكه پيرهن بر زمين نهاده بود در حال مريم بار بر گرفت چون پيرهن در پوشيد. فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكٰاناً قَصِيًّا ،به جانبى برفت جايى دور از قومش،و ضمير در هر دو جايگه در آيت راجع است با عيسى-عليه السّلام-.و القصىّ،البعيد،و الاقصى الابعد،و القصوى تأنيث الاقصى[١٢-ر].
كلبى گفت:مريم را پسر عمّ [٢]بود يوسف نام،او را گفتند:مريم آبستن است، بيامد بنگريد همچنان بود،خواست تا او را بكشد جبريل آمد و بانگ بر او زد و گفت:نگر تا او را تعرّضى نكنى كه حمل او از روح القدس است،دست از تعرّض او بداشت و بر طريق خدمت با او بود [٣].
فَأَجٰاءَهَا الْمَخٰاضُ إِلىٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ ،بياورد [٤]او را درد زادن،اجاء متعدّى باشد از جاء،كأذهب من ذهب،و قيل:أجاءها الجأها [٥]،و معنى متقارب است.و اصل المخاض،تحرّك الولد في البطن وقت الخروج،و منه المخض لأنّه تحرّك،قال الشّاعر:
تمخّضت المنون له بيوم
انى و لكلّ حاملة تمام
مفسّران خلاف كردند در مدّت حمل مريم و وقت وضعش،بعضى گفتند:نه ماه بود بر عادت ديگر زنان،و بعضى دگر گفتند:هشت ماه بود،و اين آيتى دگر بود براى آنكه خداى تعالى چنين رانده است كه آنكه [٦]به هشت ماه زايد بنماند [٧]،و
[١] .همۀ نسخه بدلها+مريم بگرفت و باد در آستين او بدميد.دو روايت است،يكى آنكه پيرهن.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:عمّى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:مىبود.
[٤] .آب،آز،مش:بيامد.
[٥] .چاپ مرحوم شعرانى(٤٠٢/٧):اى جاءها.
[٦] .آج،لب،آز،مش:آنان كه.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:زائيد بنمانند.