روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩ - ترجمه
ايمان نيارند ايشان را عذاب كنى و بكشى، وَ إِمّٰا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً ،و اگر ايمان آرند در ايشان طريقۀ نيكو و سيرتى [١]نيكو گيرى و ايشان را اكرام كنى.
قٰالَ ،[گفت] [٢]يعنى ذو القرنين:امّا آنكس كه كافر باشد و ظلم كند،او را عذاب كنم [٣]،آنگه او را با خداى برند و خداى او را در دوزخ عذابى منكر كند [٤]، و امّا آنكه ايمان آرد فَلَهُ جَزٰاءً الْحُسْنىٰ ،او را جزا و مكافات نيكوتر باشد.كوفيان خواندند [٥]:فله جزاء الحسنى به نصب و تنوين على تقدير فله الحسنى جزاء على عمله،آنگه نصب او بر مفعول له باشد يا بر مصدر از فعلى محذوف،اى فله الحسنى يجزى به جزاء،و باقى قرّاء خواندند:جزاء الحسنى،به رفع و اضافت.آنگه آن را دو وجه باشد،يكى آنكه:مراد به حسنى[اعمال صالحه باشد،اى فله جزاء الأعمال الصّالحة.و وجه ديگر آنكه:مراد به حسنى] [٦]بهشت باشد،اى فله جزاء الدَّار الحسنى،او را جزاى بهشت باشد.و اضافت جزا با بهشت چنان بود كه:... وَ لَدٰارُ الْآخِرَةِ... [٧]،... وَ ذٰلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ [٨].
وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنٰا يُسْراً ،يعنى با او سخن نكو و آواز نرم در كلام [٩]به رفق گوييم.مجاهد گفت: يُسْراً ،اى معروفا.
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً ،آنگه متابعت منازل و طريق كرد،يعنى ساز رفتن.
حَتّٰى إِذٰا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ ،تا به آنجا رسيد كه آفتاب مىبرآمد،آفتاب را يافت كه مىبرآمد بر [١٠]قومى كه ميان ايشان و آفتاب حجابى و پوششى نبود.قتاده گفت:براى آنچنان بود كه ايشان بر زمينى بودند كه برآن زمين بنا بنهايستادى [١١].و ايشان را مسكنهايى بود [١٢]كه در زير زمين كرده بودند.چون آفتاب برخواستى آمدن، به آن سنبها [١٣]فروشدندى تا آفتاب بگرديدى از ايشان،آنگه برون آمدندى و طلب
[١] .آب،آز،مش:سيرت.
[٦] [٢] .اساس:ظاهرا افتاده است،به قياس با آط و اتّفاق همۀ نسخه بدلها،افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:عذاب كنيم.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:عذاب كند عذابى منكر.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:گفتند.
[٧] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٣٠.
[٨] .سورۀ بيّنه(٩٨)آيۀ ٥.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:و كلام.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:و.
[١١] .بنهايستادى/بنايستادى.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:را مسكن در سرايهايى بود.
[١٣] .آج،لب:سرايها.