روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٩ - ترجمه
نه از او،دگر آنكه:به وجود او عذاب استيصال از ايشان برداشتند،و اين قول عبد اللّه عبّاس است.
قُلْ إِنَّمٰا يُوحىٰ إِلَيَّ ،بگوى اى محمّد كه:وحى مىكنند به من،كه خداى شما يك خداست. فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ،شما به اين وحى ايمان خواهى آوردن و آن را [١]انقياد نمودن؟ فَإِنْ تَوَلَّوْا ،اگر برگردند اين كافران، فَقُلْ ،بگوى ايشان را كه:من خبر دادم شما را و ايذان و اعلام كردم و اعذار و انذار كردم [٢]عَلىٰ سَوٰاءٍ ،اى على سويَّة،بر راستى و انصاف و حق.و گفتهاند: عَلىٰ سَوٰاءٍ ،مراد آن است كه تخصيص نكردم قومى را دون قومى،بل بر راستى بىميل و محابا همه را اعلام كردم.و گفتهاند:
معنى آن است كه:شما ندانى و ندانستى مرا،من شما را اعلام كردم تا شما نيز ايمان آريد،فاستوينا فى العلم،تا با يكديگر راست باشيم در علم.و گفتند [٣]:
استوينا [٤]فى الايمان،من شما را اعلام كردم تا شما نيز ايمان آرى تا با يكديگر راست باشيم در ايمان. وَ إِنْ أَدْرِي ،المعنى و ما ادري،و من ندانم كه اين كه شما را وعده مىدهند از قيام ساعت،دور است يا نزديك!گروهى گفتند:اين آيت منسوخ است بقوله [٥]: وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ [٦]...،و اين درست نيست براى آنكه نسخ در اخبار نشود،و دگر آنكه:تاريخ منسوخ بايد تا مقدّم بود بر تاريخ ناسخ،و اين جا تاريخ معلوم نيست.دگر آنكه:جمع ممكن است ميان اين هر دو آيت ازآنكه [٧]اوّل محمول بود بر اجمال و اهمال،و دوم بر تعيين وقت.در اوّل،گفت: وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ [٨]،يعنى به اضافت با گذشته [٩]نزديك است كه بيشتر شد [١٠]و كمتر ماند،و از اين جا رسول را گويند كه:او مبعوث است بين يدى السّاعة،و مراد به آيت دوم آن
[١] .آب،آز+كه.
[٢] .آج،لب+تا شما نيز ايمان آريد،فاستوينا فى العلم.
[٣] .آب،آز،مش:گفتهاند.
[٤] .آط:استوى،به قياس با نسخۀ آب،تصحيح شد.
[٥] .آج،لب+ لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتٰاعٌ إِلىٰ حِينٍ .
[٨] [٦] .سورۀ انبيا(٢١)آيۀ ٩٧.
[٧] .آب،آز،مش:جا.
[٩] .آط:گزشته.
[١٠] .آج،لب:باشد.