روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٢ - ترجمه
جوابى ديگر از او آن است كه:از كسائى روايت كردند كه او خواند: بَلْ فَعَلَهُ ، و وقف كرد اين جا على تقدير فعله من فعله،آنگه ابتدا كرد: كَبِيرُهُمْ هٰذٰا ،خداى بزرگشان [١]اين است،بپرسى از ايشان اگر سخن [٢]توانند گفتن،و اين وجهى قريب است.
و محمّد بن السّميقع خواند:فعلّه على تقدير فلعلّه،بر اين قرائت از آن بشود كه خبر باشد و دروغ در او شود،و معنى آن بود كه:همانا او كرده باشد نه بر اطلاق او عندكم،يا نزديك [٣]شما [٤]آنكس كه روا دارد كه جماد معبود باشد،بايد كه روا دارد كه فعل كند.و علّ و لعلّ،به يك معنى بود.قال الشّاعر:
يا ابتا علّك او عساكا
و قال آخر:
علّ صروف الدّهر او دولاتها
يدلننا [٥]اللّمّة من لمّاتها
اگر گويند:اين خبر را چه گويى كه أبو هريره روايت كرد از رسول -عليه السّلام-گفت:
ما كذب ابراهيم الّا ثلاث كذبات كلّها يجادل بهنّ عن دينه، ابراهيم دروغ نگفت الّا سهبار،هر بارى [٦]براى مجادله از دين،يكى آنكه: إِنِّي سَقِيمٌ [٧]،دگر: فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ ،سيم [٨]:پادشاهى مىخواست تا ساره را از او بستاند، گفت:انّها اختي،او خواهر من است،جواب گوييم:اين خبر آحاد [٩]است و ايجاب علم نكند،و براى او از آنچه معلوم[و] [١٠]مقطوع عليه باشد دست بندارند [١١]،اگر تسليم كنيم گوييم معنى آن است كه:ابراهيم-عليه السّلام-هيچ سخن نگفت كه ظاهر آن دروغ بود الّا سهبار،امّا اين آيت را بيان كرديم كه دروغ نگفت در او ابراهيم.و امّا قوله: إِنِّي سَقِيمٌ [١٢]،در جاى خود گفته شود-انشاءاللّه تعالى.و امّا قوله لسارة:انّها اختى،مراد آن باشد كه خواهر من است در دين.
[١] .همۀ نسخه بدلها:بزرگتان.
[٢] .آط+كلام.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بل عندكم،بل به نزديك.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٥] .اساس:يدولننا،به قياس با نسخۀ آط،و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٦] .آب،آز،مش:هربار از.
[١٢] [٧] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ٨٩.
[٨] .آج،لب:سوم،مش:سيوم.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:واحد.
[١٠] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١١] .اساس:بهندارند/بندارند،آج،لب:درست پندارند،مش:دست نبدارند.