روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٨ - ترجمه
زمين كه ما برآن بركت كرديم براى جهانيان،يعنى زمين شام.
ابىّ گفت:شام را براى آن مبارك خواند كه در جهان هيچ آبى خوشتر از آن نيست و الّا از زير صخرۀ بيت المقدّس بيرون مىآيد.قتاده گفت:براى آنكه دار الهجرة انبياست-عليهم السّلام-و هرچه از زمين بكاهد در شام فزايند،و هرچه از شام بكاهد در فلسطين فزايند.و گفتند:آن زمين حشر و نشر است،و عيسى -عليه السّلام-كه فرود آيد آنجا فرود آيد،و هلاك دجّال آنجا باشد.
و ابو قلابه گفت كه:رسول-عليه السّلام-در خواب ديد كه فرشتگان قرآن بر گرفتند و به شام بنهادند.گفت:تأويل برآن كردم كه در آخر زمان چون ايمان ضعيف شود و فتنهها بسيار شود،مسلمانان به [١]بيت المقدّس گريزند.
و در خبر است كه:چون كعب الاحبار به شام منزل ساخت،عمر كس فرستاد و گفت:چرا با مدينه نيايى كه مهاجر رسول است-عليه السّلام؟گفت:من در كتب اوايل خواندهام[٣٩-ر]كه [٢]:شام گنج خداست در زمين،و خداى را از بندگان آنجا گنجى است.سدّى گفت:ساره دختر پادشاهى بود،ابراهيم-عليه السّلام-در مهاجر [٣]او از مصر به شام او را ديد و به زنى كرد.محمّد بن اسحاق گفت:ابراهيم -عليه السّلام-از كوثى برفت و هجرت كرد به شام،و ساره با او بود و لوط،چنان كه گفت: فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَ قٰالَ إِنِّي مُهٰاجِرٌ إِلىٰ رَبِّي [٤]-الآية.ازآنجا به حرّان آمد، مدّتى آنجا بود و ازآنجا به مصر رفت [٥]،و آنگه از مصر به شام شد،به جايى فرود آمد كه آن را سبع گويند از زمين فلسطين-و آن بيابانى است به شام،و لوط به زمين مؤتفكه فرود آمد،و از ميان ابراهيم-عليه السّلام-و لوط يكروزه راه بود،خداى تعالى لوط را به اهلاك [٦]شهر فرستاد.و عبد اللّه عبّاس گفت:مراد به زمين مبارك، مكّه است آنگه كه ابراهيم-عليه السّلام-اسماعيل را آنجا برد،أ لا ترى الى قوله تعالى: لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبٰارَكاً [٧]...،و قول اوّل بهتر است.
[١] .همۀ نسخه بدلها:با.
[٢] .آط،آج،لب+در.
[٣] .آط:مهاجرت.
[٤] .سورۀ عنكبوت(٢٩)آيۀ ٢٦.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:آمد.
[٦] .كذا در اساس،همۀ نسخه بدلها:به اهل آن.
[٧] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٩٦.