روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٩ - ترجمه
ايشان را هلاك كرديم.
وَ مٰا أَرْسَلْنٰا [١]قَبْلَكَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ ،اين جواب آنان است كه گفتند:
هَلْ هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ،حقتعالى گفت به اينان:اگر به [٢]آيات در پيغامبران گذشته مىنگرى،چرا به بشريّت به ايشان اعتبار نكنى كار محمّد [٣]،آن پيغامبرانى كه پيش از اين بودند نبودند الّا مردانى از جملۀ آدميان كه ما با ايشان وحى كرديم.
عاصم خواند:الّا نوحي،به«نون»و كسر«حا»على اضافة الفعل الى اللّه على طريق التّعظيم،الّا و ما به ايشان وحى كرديم،و باقى قرّاء خواندند:يوحى،به ضمّ «يا»و فتح[حا] [٤]على الفعل المجهول،مگر مردانى كه وحى كردند به ايشان.
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ ،بپرسى از اهل ذكر اگر شما نمىدانى.
و مفسّران در اهل«ذكر»خلاف كردند در آنكه اهل ذكر كيست.از اميرالمؤمنين [٥]روايت كردند كه او گفت:
نحن اهل الذّكر ،ما اهل ذكريم،و مراد به«ذكر»محمّد است-عليه السّلام-اى،فسئلوا آل محمّد،و مثل اين روايت كردهاند از صادق-عليه السّلام.و خداى تعالى رسول را«ذكر»خواند في قوله:... ذِكْراً، رَسُولاً [٦].حسن بصرى گفت:مراد اهل تورات و انجيلاند.ابن زيد گفت:مراد اهل قرآناند كه خداى تعالى قرآن را«ذكر»خواند فى قوله: مٰا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ [٧]مُحْدَثٍ [٨]و فى قوله:... أَنْزَلْنٰا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّٰاسِ [٩]-الآية.بعضى دگر گفتند:مراد اهل علماند به اخبار سلف.
و در فايدۀ سؤال از ايشان كه كافراناند و در قول ايشان[٢٧-پ]حجّتى نباشد خلاف كردند،جبّائى گفت [١٠]:چون اين مخبران به صفت تواتر باشند عند خبر ايشان
[١] .همۀ نسخه بدلها+من.
[٢] .اساس:اگر به اينان،به قياس با نسخۀ آط،و اتفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٤] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٥] .آط+على،آب،آز+على-عليه السّلام،آج،لب+على-صلوات اللّه عليه.
[٦] .سورۀ طلاق(٦٥)آيۀ ١٠ و ١١.
[٧] .آط،آب،آج،لب:من الرّحمن،كه در اين صورت اشاره است به:سورۀ شعرا(٢٦)آيۀ ٥.
[٨] .سورۀ انبياء(٢١)آيۀ ٢.
[٩] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٤٤.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+براى آنكه.