روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٠ - ترجمه
[علم] [١]ضرورى حاصل شود چون مسند [٢]بود با ادراك و مشاهده.و بعضى دگر گويند:چون[ايشان] [٣]به صفت تواتر باشند به قول ايشان علم حاصل آيد و اگرچه ضرورى نبود.
و بعضى دگر گفتند:چون ايشان به منزلت خصم بودند سخن ايشان بر ايشان حجّت باشد.و بعضى دگر گفتند:مراد مؤمنان اهل كتاباند كه گواى [٤]ايشان به موقع قبول باشد.
قوله تعالى: وَ مٰا جَعَلْنٰاهُمْ جَسَداً ،و ما نكرديم ايشان را-يعنى پيغامبران را- تنى كه طعام نخورند تا ايشان را باشد كه گويند: مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعٰامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْوٰاقِ [٥]...،چون ايشان آدمى بودند چون دگر آدميان ايشان را گزير نبود ازآنكه دگر آدميان را باشد از طعام و شراب. وَ مٰا كٰانُوا خٰالِدِينَ ،و ايشان هميشه نماندند،چه هيچ آدمى هميشه نخواهدماند،و مثله قوله: وَ مٰا جَعَلْنٰا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخٰالِدُونَ [٦].
ثُمَّ صَدَقْنٰاهُمُ الْوَعْدَ ،پس وعدهاى كه به ايشان كرديم به راست كرديم از وعد و ظفر [٧]و فتح و نجات از دشمن و اهلاك كافران.و«صدق»،متعدّى باشد به دو مفعول،يقال:صدقته الحديث،با او حديث راست گفتم. فَأَنْجَيْنٰاهُمْ ،برهانيديم ايشان را و آنان را كه ما خواستيم از امّتان ايشان،و مسرفان و متعدّيان را هلاك كرديم.
لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَيْكُمْ كِتٰاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ ،حقتعالى گفت:ما فروفرستاديم كتابى كه در آن كتاب ذكر شماست.[گفتند] [٨]:شرف شماست كه«ذكر»به معنى شرف آمده است،فى قوله: وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ [٩]...،حسن گفت:ما تحتاجون [١٠]اليه من امر دينكم،در اين كتاب است آنچه شما را به آن حاجت باشد از
[٨] [٣] [١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٢] .آط،آب،آز:مستند.
[٤] .آب،آج،لب:گواهى.
[٥] .سورۀ فرقان(٢٥)آيۀ ٧.
[٦] .سورۀ انبياء(٢١)آيۀ ٣٤.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:وعدۀ ظفر.
[٩] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٤٤.
[١٠] .آط،آج،لب:يحتاجون.