روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٠ - ترجمه
ورود است،فى قوله: ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا ،و اين لفظ محتمل است و در او خلاف نيست] [١]و در«ورود»خلاف است،و درست آن است كه اشراف و مرور است و اخبارى برابر اين اخبار از عبد اللّه مسعود و جز او روايت كردهاند،منها،از آن جمله خبرى كه از سدّى روايت كرد عن مرّة الهمدانىّ عن ابن مسعود في هذه الآية كه او گفت:برسند به آنجا و برهند به اعمال خود.
و أحوص روايت كرد از ابن مسعود كه او گفت:صراط راهى است بر سر دوزخ نهاده بهمانند پلى مانند حدّ [٢]شمشير،گذرندگان بر او انواع باشند:گروه اوّل گذرند، كالبرق الخاطف،چون برق جهنده.و طايفۀ دوم چون باد به زنده.و گروه سيم [٣]چون اسپان تازى،ايشان مىروند و فريشتگان مىگويند:اللّهمّ سلّم سلّم،بار خدايا به سلامت بگذران ايشان را،و اينهمه مرور است دخول نيست.
و خبرى دگر آنكه از حفصه روايت كردند كه او گفت كه،رسول-عليه السّلام- گفت:اميد دارم كه هيچكس از آنان كه به بدر و حديبيه حاضر بودند [٤]به دوزخ نشوند.حفصه گفت:يا رسول اللّه!پس اين آيت: وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاّٰ وٰارِدُهٰا [٥]؟گفت:
نبينى كه خداى مىگويد: ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا -الآية.
و عبّاس روايت كرد از كعب [٦]كه او گفت:در اين آيت كه روز قيامت دوزخ بدارند و اقدام خلايق بر او راست شود،منادى ندا كند از قبل ربّ العزّة:
خذي اصحابك و دعي أصحابي ،اصحاب خود را بگير و اصحاب مرا رها كن.دوزخ هرچه اصحاب او باشد همه را فروبرد،و اللّه كه ايشان را بهتر شناسد ازآنكه مادر فرزندش را.و دوستان خداى بگذرند بر او كه جامه ايشان از عرق نم نگرفته باشد.
و خالد بن معدان گفت كه:اهل بهشت در بهشت گويند:نه خداى ما را وعده داد كه ما را ورود باشد بر دوزخ!ما دوزخ نديديم.ايشان را گويند:شما بر دوزخ بگذشتى و آتش او مرده بود و خامد،از آن خبر نداشتى.دگر آنكه:يعلى بن منيه روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت دوزخ روز قيامت گويد:
جز يا مؤمن
[١] .آط:ندارد،به قياس با نسخۀ آج،افزوده شد.
[٢] .آز:حدّت.
[٣] .آج،لب:سيوم.
[٤] .مش+يكى.
[٥] .آج+چيست.
[٦] .لب:ابىّ كعب.