روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٢ - ترجمه
اوّل او را گفت:نذر كن روزۀ خود [١]با من تا چون خبر دهى كه نذر دارم در روزه سخنت راست باشد.و گفتند:[مراد] [٢]به صوم صمت است،و صوم صمت در شرع ايشان روا بود،بل مستحب بود،در شرع ما حرام است،و حقتعالى اين نذر براى آن فرمود او را تا مردم با او بسيار نگويند و رنج ننمايند او را [٣].بگو كه من نذر كردهام كه با هيچ آدمى سخن نگويم كه من روزه دارم.
اگر گويند:چون روزۀ صمت مىداشت به [٤]نذر به فرمان خداى [٥]،چگونه گفت او را: فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمٰنِ صَوْماً -الى آخر الآية-و اين كلامى [٦]بسيار است نه روزه به اين و كمتر از اين تباه شدى!اين مناقضه باشد،گوييم:از اين چند جواب است،يكى آنكه:او را رخصت دادند كه اين [٧]بگويد و اعلام كند ايشان را كه روزهدار است بر سبيل نذر،و آنچه جز اين بود از كلام بر او حرام بود.و جواب ديگر از او [٨]آن است كه،او را فرمودند كه:اين معنى به اشارت اعلام كن و به رمز.و بيانش آن است كه گفت: فَأَشٰارَتْ إِلَيْهِ... [٩]،آنگه آن اشارت را بر توسّع و مجاز قول خواند،چون از او همان فايده حاصل مىشد از فهم معنى كه از قول.و جوابى ديگر از او آن است كه:اين سخن با جبريل گفت،يا با بعضى ملائكه،و امّا نه بر سبيل مخاطبه با كسى براى اين قيد زد: فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا ،نذر دادم كه با هيچ آدمى [١٠]سخن نگويم امروز.
فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهٰا تَحْمِلُهُ ،كلبى گفت:پسر عمّش يوسف او را برگرفت و با غارى برد چهل روز تا ايّام نفاس او بگذرد.آنگه او را برگرفت و با ميان قوم آورد، اين جا [١١]او را متّهم بكردند[به] [١٢]يوسف پيش ازآنكه كار او روشن شد [١٣]. فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهٰا ،يعنى مريم عيسى را برگرفت و با نزديك قوم برد.قوله: تَحْمِلُهُ ،در جاى حال
[١] .همۀ نسخه بدلها:بر خود.
[١٢] [٢] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آط،و اتّفاق نسخه بدلها،افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+گفت.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:و.
[٥] .آب،آز،مش+بود.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:كلام.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+قدر.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:از اين.
[٩] .سوره مريم(١٩)آيۀ ٢٩.
[١٠] .آب،آط،آز،مش:انسى،آج،لب:هيچكس انسى.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:از اين جا.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:شود.