روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٥ - ترجمه
آورد [١]او را درد زادن به درختى خرما،گفت:كاشكى من بمردمى پيش از اين و بودمى فراموش شده.
آواز داد او را آنكه در زير او بود،گفت كه:اندوه مدار كه كرد خداى تو در زير تو جويى.
و بجنبان با خود [٢]درخت خرما تا بيفتد بر تو رطب [٣]تازه.
بخور و بياشامان [٤]و روشن دار چشم اگر بينى از آدميان كسى را بگو كه من نذر كردم خداى را روزه كه سخن نگويم امروز با هيچ آدمى.
آورد او را به قومش برگرفته،گفتند [٥]:[اى مريم] [٦]آوردى چيزى منكر.
اى خواهر هارون،نبود پدر تو مردى بد،و نبود مادر تو ناپارسا.
اشارت كرد به او، گفتند:چگونه سخن گوييم با آنكه در گهواره است كودك است.
گفت:من بنده خدايم،آمد به من كتاب و كرد مرا پيغامبرى.
و كرد مرا مبارك هرجا كه باشم و وصيّت كرد مرا به نماز و به زكات تا باشم زنده.
و نيكوكار [٧]به مادرم،و نكرد مرا
[١] .آج،لب:رو داد.
[٢] .آج،لب:پاى خود به.
[٣] .آب،مش:خرماى.
[٤] .آج،لب:بياشام.
[٥] .آط:گفت،به قياس با نسخه آب،تصحيح شد.
[٦] .آط:ندارد،از آب،افزوده شد.
[٧] .آج،لب:نيكوكارى.