روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٩ - ترجمه
محيصى و زيغى و ميلى نباشد به خلاف آن باشد كه در دار دنيا باشد كه ايشان عصيان و مخالفت كردندى،آنجا نباشد اين معنى براى آنكه خلايق ملجأ باشند.
وَ خَشَعَتِ الْأَصْوٰاتُ لِلرَّحْمٰنِ ،و آوازها خاشع و ذليل شود خداى را،كس زهره ندارد كه آنجا آواز بردارد از هيبت آن روز. فَلاٰ تَسْمَعُ إِلاّٰ هَمْساً ،و آنجا الّا آواز پوشيده نشنوى.عبد اللّه عبّاس و ابن زيد گفتند:صوت الاقدام،بهران [١]پاى باشد.مجاهد گفت: هَمْساً ،اى صوتا خفيّا،قال الرّاجز:
و هنّ يمشين بنا هميسا
اى خفيّا.
يَوْمَئِذٍ ،آن روز،يعنى روز قيامت شفاعت سود ندارد الّا آن را كه خداى دستورى دهد كه در حقّ او شفاعت كنند. وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً ،و سخن او بشنيده آيد به نزديك خداى تعالى از انبياء و ائمّه و مؤمنان.
آنگه گفت: يَعْلَمُ مٰا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ ،داند آنچه پيش ايشان باشد و آنچه پس ايشان باشد.اختلاف اقوال گفتيم در اين كلمه يعنى در سورة البقرة. وَ لاٰ يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً ،و خلقان را علم محيط نشود به خداى يعنى به تفاصيل مقدورات و معلومات او.و نصب او بر تمييز است.
وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ ،و رويها آن روز خاشع و ذليل شود خداى تعالى را.و العانى، الاسير،قال اميّة بن الصّلت:
مليك على عرش السّماء مهيمن
لعزّته تعنو الوجوه و تسجد
و مراد به وجوه،اصحاب وجوه است،چنان كه گفت: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَةٌ [٢]، و: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بٰاسِرَةٌ [٣]،و: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ [٤]،الى آخر الآيات.
و تخصيص وجوه براى آن كرد كه شريفتر عضوى اوست حواس بر اوست. وَ قَدْ خٰابَ ،خائب و آيس بود آن روز آنكس كه حامل ظلم و بيدادى بود يعنى ابليس كه او ظالم بود.و گفتند:به ظلم شرك خواست.
[١] .كذا:در آط،آج،لب،مش،آب،آز:بمرآن(؟)،به رغم جستجوى بسيار،اين كلمه بر ما روشن نشد.
[٢] .سورۀ قيامت(٧٥)آيۀ ٢٢.
[٣] .سورۀ قيامت(٧٥)آيۀ ٢٤.
[٤] .سورۀ عبس(٨٠)آيۀ ٣٨.