روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢ - ترجمه
يافتند [١]بندهاى را از بندگان ما كه داديم او را رحمتى از نزديك ما [٢]،و بياموختيم او را از نزديك ما [٣]علمى.
گفت او را موسى پى تو گيرم بر آنكه بياموزى مرا از آنچه آموختهاند تو را [٤]صلاح؟ گفت تو نتوانى با من صبر كردن.
و چگونه صبر كنى بر آنچه گرد نگرفتهاى به آن آزمايشى.
گفت:يابى مرا اگر خواهد خداى شكيبا و نافرمانى نكنم تو را هيچ فرمانى.
گفت اگر پسرو من [٥]باشى مپرس مرا از چيزى تا بيارم [٦]تو را از او ياد كردى.
برفتند تا چون در نشستند [٧]در كشتى بشكست آن را[گفت [٨]]:بشكستى اين [٩]را تا غرق شود اهلش،آوردى چيزى عجب.
گفت نگفتم كه تو نتوانى با من صبر كردن؟ گفت مگير مرا به آنچه فراموش كردم،و بر من [١٠]منه از كار من دشخوارى.
[١١] برفتند تا بديدند كودكى را بكشت او را،گفت:بكشتى نفسى
[١] .آب:يافتن.
[٣] [٢] .آب:خود.
[٤] .آب+از.
[٥] .آج،لب:پيرو من.
[٦] .آج،لب:بياموزم.
[٧] .آج،لب:در نشينند.
[٨] .آط:ندارد،از آب افزوده شد.
[٩] .آج،لب:آن.
[١٠] .آب:بر سر من.
[١١] .اساس:تا اين جا افتادگى دارد،از نسخه آط،آورده شد.