روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤١ - ترجمه
و كن مرا وزير از اهل من.
هارون برادر من.
قوى كن به او پشت من.
و انباز گردان او را در كار من.
تا تسبيح كنم [١]تو را بسيارى.
و ياد كنم [٢]تو را بسيارى.
كه تو به ما بينايى.
گفت:بدادم حاجت تو اى موسى.
و ما منّت نهاديم بر تو يكبار ديگر.
چون وحى كرديم به مادر تو آنچه وحى كردند [٣].
كه درانداز او را در تابوت،پس درانداز آن را در دريا [٤]بيفگند او را دريا به كناره بگرفت [٥]او را دشمن من و دشمن او،و افگندم بر تو دوستى از من [٦]،بكنند بر چشم من.
[٧] چون رفت خواهرت مىگفت [٨]:
آيا راه نمايم شما را برآن كه او را در خود پذيرد [٩]؟بازداديم تو را با مادرت تا روشن شود چشمش و اندوه ندارد،و بكشتى تنى را برهانيديم تو را از غم و بيازموديم تو را آزمودنى،پس مقام كردى سالها در اهل مدين،آنگه آمدى بر اندازهاى موسى.
[٢] [١] .آب:كنيم،كه با ظاهر عبارت سازگارتر مىنمايد.
[٣] .آب:وحى كرده شد.
[٤] .آب+تا.
[٥] .كذا در آط،آج،و لب،آب:بگيرد.
[٦] .آب،مش:خود و.
[٧] .لب:يمشى.
[٨] .آب،مش:پس.
[٩] .آج،لب:پرورد.