روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٠ - ترجمه
ما اين قرآن به تو نفرستاديم تا تو شقّى شوى به او.
مجاهد گفت:رسول-عليه السّلام-و صحابه به شب دستها [١]بر سينه بستندى در نماز،خداى تعالى به فريضه اين حكم منسوخ كرد.
كلبى گفت:چون خداى تعالى وحى فرستاد به رسول-عليه السّلام-در مكّه،او در عبادت اجتهاد عظيم كرد تا به شب نخفتى،خداى تعالى اين آيت فرستاد،پس از اين،رسول-عليه السّلام-به شب بعضى بخفتى و بعضى نماز كردى.
مغيرۀ شعبه [٢]گفت:رسول-عليه السّلام-چندان بر پاى باستاد در نماز تا پايش بياماهيد [٣]،گفتند:يا رسول اللّه!نه خداى تعالى تو را بيامرزيده است،اينهمه رنج بر خود چرا مىنهى؟گفت:
أ فلا اكون للّه عبدا شكورا ،خداى را بندهاى شاكر نباشم؟.
مقاتل گفت،ابو جهل هشام و نضر بن الحارث رسول را گفتند:چون عبادت او ديدند و اجتهاد او گفتند:انّك لتشقى،تو شقيى،به ترك دين ما بگفتى.در دين ما اينهمه رنج نيست.خداى تعالى اين آيت فرستاد: طه، مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقىٰ ،ما اين قرآن نفرستاديم بر تو تا تو شقى شوى به او.و اصل«شقا»در لغت عنا و رنج بود.
إِلاّٰ تَذْكِرَةً ،و ما اين قرآن نفرستاديم مگر تا يادگارى باشد و تذكيرى و ياددهندهاى آنان را كه از خداى بترسند،و قرآن مذكّر همه مكلّفان است،جز آن است كه اينان را تخصيص كرد به ذكر،كقوله تعالى: إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشٰاهٰا [٤]و قوله:
... هُدىً لِلْمُتَّقِينَ [٥].
و تَذْكِرَةً ،مصدر ذكر باشد،و مثله:التّبصرة و التكملة [٦].
تَنْزِيلاً مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ ،تنزيلا بدل تذكرة باشد،اين قرآن تنزيلى است از خداى كه خالق زمين است و آسمانهاى بلند،و على جمع عليا باشد،كالكبر في جمع الكبرى،و الصّغر في جمع الصُّغرى.
[١] .آز،مش:رسنها.
[٢] .مش:مغيرة بن شعبه.
[٣] .مش:بياماسيد.
[٤] .سورۀ نازعات(٧٩)آيۀ ٤٥.
[٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢.
[٦] .آط:التّكلمة،به قياس با نسخه آب،تصحيح شد.