روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٢ - ترجمه
است و«من»مؤكّد او. سُبْحٰانَهُ ،منزّه است او. إِذٰا قَضىٰ أَمْراً ،چون[كارى] [١]قضا كند و حكم كند و خواهد تا بباشد بر او متعذّر نبود،و مثال او در تا[تّى] [٢]و نفى تعذّر بود كه يكى از شما گويد:[كن] [٣]،كه مراد او بباشد بىرنجى كه به او رسد،و اين بر طريقه تشبيه گفت.و بعضى دگر گفتند:اين حقيقت است و خداى تعالى چون خواهد [٤]چيزى آفريند،گويد: كُنْ ،تا عند آن در وجود آيد و فرشتگان را در آن لطف نباشد [٥]و ندانند كه هيچ فعل بر او متعذّر نيست.
وَ إِنَّ اللّٰهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ ،ابن كثير و ابو عمرو و نافع خواندند:انّ اللّه به فتح همزه،و باقى قرّاء به كسر همزه خواندند.
فتح را چهار وجه است:ابو عمرو گفت:عطف است على قضى،اذا قضى امرا.
و قضى انّ اللّه ربّي و ربّكم.وجه دوم [٦]اوصاني انّ اللّه ربّى و ربّكم.و سيم [٧]فرّاء گفت:و ذلك انّ اللّه ربّي و ربّكم عطف بود على ذلك قَوْلَ الْحَقِّ ،و محلّ او رفع است بر خبر ابتدا.چهارم بر تقدير«لام»،و لأنّ اللّه ربّي و ربّكم،و عامل در او فَاعْبُدُوهُ باشد.
و آنان كه به كسر خواندند كلامى مستأنف كردند [٨]و قوّت اين قرائت،قرائت ابىّ است إِنَّ اللّٰهَ بى«واو».و وجهى دگر آن است كه:عطف بود على قوله: إِنِّي عَبْدُ اللّٰهِ ،و خداى-عزّ و جلّ-خداى من و شماست او را پرستى.
آنگه گفت: هٰذٰا صِرٰاطٌ مُسْتَقِيمٌ ،يعنى اعتقاد بستن [٩]كه او خداى جهانيان است و او را همتا و انباز نيست در عبادت،و عبادت او واجب است ازآنجا كه مستحقّ عبادت اوست،اين جمله راه راست است.
قوله: فَاخْتَلَفَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَيْنِهِمْ ،جمع حزب،جماعات از ميان ايشان خلاف افتاد،فاختلفوا فيما بينهم في عيسى.
در عيسى خلاف كردند،قومى ترسايان گفتند:او خداى است و آن يعقوبيان
[٣] [٢] [١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:بود.
[٦] .آز:دوئم،مش:دويم.
[٧] .آج،لب:سيوم.
[٨] .آب،آج،لب،آز،مش:خواندند.
[٩] .مش:بستند.