روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨١ - ترجمه
رفتن گرگ،قال الشّاعر:
عسلان الذّئب امسى قاربا
برد اللّيل عليه فنسل
و بعضى مفسّران گفتند:اين فعل راجع است با دجّال و قومش:و گروهى گفتند:راجع است با جملۀ خلايق كه از گورها برخيزند،و اين هر دو قول خلاف ظاهر است،و قوّت قول بازپسين را [١]مجاهد خواند در شاذّ:و هم من كلّ جدث،به «جيم»و«ثا»،يعنى من كلّ قبر،از هر گورى برمىآيند به شتاب،و مثله قوله: يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ سِرٰاعاً [٢].
وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ ،فرّاء و جماعتى اهل علم گفتند:«واو»زيادت است، و تقدير آن است كه:اقترب الوعد الحقّ،تا جواب اذا باشد،يعنى إِذٰا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ ،اقترب الوعد الحقّ،يعنى وعد القيامة، گفت:چون يأجوج و مأجوج بيايند وعده قيامت نزديك رسد،قال و مثله قوله: فَلَمّٰا أَسْلَمٰا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ، وَ نٰادَيْنٰاهُ [٣]...،و قال امرؤ القيس:
فلمّا اجزنا ساحة الحىّ و انتحى
بنابطن [٤]خبت دي قفاف عقنقل
يعنى انتحى گفت،و دليل اين تأويل حديث حذيفه است كه گفت:اگر مردى اسپ كرّه دارد،چون يأجوج و مأجوج بيايند او به آنجا نرسد كه بر توان نشستن كه قيامت برخيزد.زجّاج گفت:اين قول كوفيان است،و بصريان روا ندارند حذف «واو»،«واو»بر جاى خود است و فايدۀ او عطف است،و جواب اذا مقدّر است فى قوله: يٰا وَيْلَنٰا ،و التّقدير:قالوا يا ويلنا،و اين از جمله آن جايها باشد كه قول در او بيفگنند، فَإِذٰا هِيَ شٰاخِصَةٌ ،«اذا»مفاجات راست،يعنى كه تو نگاه كنى چشمهاى كافران شاخص و متحيّر باشد از دست برفته،چنان كه بر هم نيايد. يٰا وَيْلَنٰا ،مىگويند:
اىواى ما: قَدْ كُنّٰا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هٰذٰا ،ما از اين روز و ازين كار غافل بوديم. بَلْ كُنّٰا ظٰالِمِينَ ،بل ظالمان و ستمكاران بودهايم.
امّا در«هى»،چند وجه گفتند:يكى آنكه:ضمير ابصار است،و آن ضميرى است
[١] .آج،لب:راست.
[٢] .سورۀ معارج(٧٠)آيۀ ٤٣.
[٣] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ١٠٣ و ١٠٤.
[٤] .آط:بباطن،به قياس با چاپ شعرانى و منابع شعر و لغت،تصحيح شد.