روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٤ - ترجمه
يا بگرفتند خدايانى از زمين ايشان زنده مىكنند.
اگر بود در آسمان و زمين خدايانى الّا خداى،تباه شدندى،منزّه است خداى، خداوند عرش از آنچه وصف كنند.
نپرسند او را از آنچه كند و ايشان را پرسند.
يا بگرفتند از فرود او خدايانى،بگو بيارى حجّت شما،اين قرآن ذكر آن است كه با مناند و ذكر آنان كه پيش من بودند، بل بيشترين ايشان نمىدانند حق [١]،ايشان برگردند [٢].
قوله تعالى: اِقْتَرَبَ لِلنّٰاسِ حِسٰابُهُمْ ،قديم-جلّ جلاله-در اين آيت وعظ فرمود و تذكير قيامت مكلّفان را،گفت:نزديك آمد وقت حساب مردمان يعنى قيامت كه به قيامت شمار خلقان كنند،و مثله قوله: اِقْتَرَبَتِ السّٰاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ [٣]،و«قرب» قلّت ما بين الشّيئين باشد از مدّت يا مسافت يا فاصله،از اين كار [٤]در مكان و زمان و حال استعمال كنند،و گفتهاند:كلّ ما هو آت قريب،و از اين بليغتر:كلّ ما هو آت آت،هرچه آمدنى است[نزديك بود يعنى لا محال بباشد،و هرچه آمدنى است آمده است] [٥]،يعنى به حكم [٦]آمده است.
راوى خبر گويد كه:قسّ بن ساعده را ديدم در سوق عكاظ بر شترى نشسته و مردم را[٢٦-پ]وعظ مىكرد و مىگفت:ايّها النّاس الا [٧]انّ من عاش مات و من مات فات و كلّ ما هو آت آت،هركه زنده است بميرد،و هركه مرد فايت شد،و هرچه آمدنى است آمده است،يعنى به حكم آمده است.و قوله: حِسٰابُهُمْ ،حساب به دو
[١] .آج،لب+را.
[٢] .آط:برگرديدهاند،آب:برگردندهاند.
[٣] .سورۀ قمر(٥٤)آيۀ ١.
[٤] .آط،آب،آج،لب،آز+را.
[٥] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٦] .آج،لب:بهم.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.