روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٦ - ترجمه
و ابو سعيد خدرى گفت:اين معيشت ضنك بر او در گور بود كه گور بر او تنگ شود چنان كه استخوانهاى پهلويش [١]به يكديگر گذر كند.و بر او مسلّط كنند در گور نود و نه اژدها را كه هريك را هفتسر باشد تا او را مىدرند و گوشت او مىخورند تا به روز قيامت،و اگر يك مار از آن ماران يكدم در زمين دمند [٢]هرگز زمين نبات نروياند [٣].مقاتل گفت:معيشتش بد باشد براى آنكه صرف مال بود بر معصيت.
سعيد جبير گفت:قناعت از او بستانند تا سير نشود. وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ أَعْمىٰ ،و روز قيامت او را حشر كنيم نابينا.بعضى گفتند:اعمى البصر،به چشم نابينا باشد، و اين ظاهر آيت است و قول عبد اللّه عبّاس است.مجاهد گفت:اعمى عن الحجّة، نابينا باشد از حجّت،حجّتى نتواند آوردن.بعضى [٤]گفتند:اعمى عن الخير، و الثّواب،نابينا باشد از خير و طريق ثواب،يعنى به هيچ خير نرسد.
قٰالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي ،او گويد:بار خداى من!چرا مرا نابينا زنده كردى و من در دنيا بينا بودم؟ گويد او را: كَذٰلِكَ أَتَتْكَ آيٰاتُنٰا ،چنان كه آيات ما به تو آمد تو آن را فراموش كردى،امروز تو را فراموش كردند.و مراد به اين نسيان ترك است،يعنى تو آيات من رها كردى و ايمان نياوردى به آن،امروز تو را رها كردند از ثواب.قوله: وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً ،دليل آن مىكند كه«عمى»آفت چشم است.مجاهد گفت:من به نزديك خود بصير بودم به حجّت خود،آن شبهت كه پنداشتم كه حجّت است.
وَ كَذٰلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ ،و همچنين جزا و پاداشت دهيم آنان را كه اسراف كرده باشند و تعدّى كرده و پاى از حدّ خود بنهاده. وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآيٰاتِ رَبِّهِ ،و ايمان نيارد به آيات خداى. وَ لَعَذٰابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ ،و عذاب آخرت سختتر [٥]و پايندهتر باشد،اين دليل آن مىكند كه اين عذاب گور است يا عذابى كه در دنيا باشد از شقاوت و خرج معصيت و اعتقاد غرامت در خرج و نفقه [٦].
[١] .آط،آج،لب:پهلوهاش.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:دمد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:در زمين نبات نرويد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+دگر.
[٥] .آط:سختر.
[٦] .آط:تفقّد.