روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٦ - ترجمه
سبقتكم الى الاسلام طرّا
غلاما [١]ما بلغت اوان حلمي
پيش ازآنكه به حلم رسيد،به حلم رسانيدند او را،اعنى عقل قدم او بر اهل اسلام چنان مبارك بود[كه] [٢]او همه قدم در نهادند،او سابق بود و ديگران لاحق بودند به آنكه [٣]به وصايت نماز و زكات رسيد اين وصايت او را كردند و جز او را كردند.بعضى هيچ دو نكردند و بعضى يكى كردند و يكى نكردند،و بعضى كه هر دو كردند[١٤-ر]به دو وقت كردند و از دور [٤]دولت آدم تا به [٥]منقرض عمر عالم جز او نبود كه ميان اين هر دو جمع كرد در يك جاى[و] [٦]در يك حال كه:... وَ يُؤْتُونَ الزَّكٰاةَ وَ هُمْ رٰاكِعُونَ [٧].
آنگاه با آنكه عيسى اين بگفت كه: إِنِّي عَبْدُ اللّٰهِ تا ترسايان افراط نكنند،و:
آتٰانِيَ الْكِتٰابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا ،تا به آخر،[آيت] [٨]،تا جهودان تفريط نكنند هم هر دو آنچه از خبث سريرت و اساءت سيرت ايشان بود بكردند،ترسايان گفتند: اَلْمَسِيحُ ابْنُ اللّٰهِ [٩]...،اين غلوّ بكردند،و جهودان گفتند:هو ابن يوسف النّجار.همچنين اميرالمؤمنين -عليه السّلام-با آنكه در اين معنى اطناب كرد و به كرّات و تارات از اين حديث تبرّا كرد،هم [١٠]غاليان غلوّ رها نكردند و افراط،و هم ناصبيان در تقصير تقصير نكردند،ايشان گفتند:خود خداى اوست،و اينان گفتند:امام هم نيست،و به اين رها نكردند تا گفتند:ايمانش به موقع قبول نيست چه ايمانش در حال صبى بود.و ايمان كودكان را موقعى نباشد.عيسى يكساعته پيغامبرى را مىبشايد،و از او مقبول است.على [١١]به نهسالگى يا به دوازدهسالگى،بر اختلاف روايات،قبول تكليف را نمىشايد بعد دعوت رسول،دگر اين طعن بر رسول بيشتر است براى آنكه رسول به احوال او عالمتر بود.اگر دانست كه او اهل دعوت نيست و او را دعوت كرد تابان [١٢]بر او باشد نه آنكه اميرالمؤمنين از اين حال مستشعر بود،رسول نبود [١٣]،رسول
[١] .چاپ شعرانى(٤٠٩/٧):صبيّا.
[٢] .با توجه به اتّفاق نسخه بدلها و معنى عبارت افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:باز كه.
[٤] .آج،لب:در.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+وقت.
[٨] [٦] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٧] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٥٥.
[٩] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٣٠.
[١٠] .آب،آز،مش:همه.
[١١] .مش+عليه الصّلاة و السّلام.
[١٢] .مش:تاوان.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها+بل.