روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٢ - ترجمه
گفت از عبد اللّه عبّاس كه:قضاى تفث،وضع احرام باشد] [١]از تقصير و ناخن گرفتن و حلق كردن و جامۀ دوخته پوشيدن.و تفث،در كلام عرب وسخ باشد،يقال:ما اتفثك،اى ما اوسخك و اقذرك.قال اميّة بن الصّلت.
ساخين [٢]آباطهم لم يقلعوا تفثا
و ينزعوا عنهم قملا و صئبانا
وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ
،وفا [٣]كنند به نذرها از نذر [٤]و هدى و آنچه گفته باشند.و ابو بكر عن عاصم خواند:و ليوفّوا،به تشديد«فاء»لتكثير الفعل،يعنى تمام بگزارند نذرهايى كه كرده باشند. وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ ،و بگو تا طواف كنند به خانۀ كعبه،مراد طواف حجّ است كه آن را طواف الزّياره خوانند،و اين قول باقر است- عليه السّلام-و بيشتر مفسّران،و به اجماع ركن است و واجب است،و اين طواف بعد الافاضة من عرفات باشد،امّا روز عيد و امّا پس از آن.
و علما خلاف كردند در آنكه خانۀ كعبه را چرا عتيق خواندند،عبد اللّه عبّاس و عبد اللّه زبير و مجاهد و قتاده گفتند:براى آنكه خداى تعالى آن [٥]را آزاد كرد ازآنكه جبّاران به آن راه يابند،و آن را ويران كنند.سعيد جبير گفت:تبّع بيامد تا خانۀ كعبه ويران [٦]كند،چون به قديد رسيد،فالج پديد آمد او را.بزرگان لشكر را بخواند و اطبّا را.گفتند:يا ملك! اين خانه را خدايى است [٧]كه هركه قصد اين خانه كند به بدى،خداى او را بازدارد از آن مكروهى [٨]اگر اين جا خواهى دررو و تجارتى بكن و كارى كه تو را هست،و آن را تعرّضى [٩]مكن به بدى.او بيامد و بفرمود تا خانه را كسوتى نكو ساختند و در [١٠]پوشانيدند،و اوّل كس كه خانه را كسوت كرد او بود،و هزار شتر [١١]قربان فرمود كردن،و اهل حرم را مبرّت كرد و صِلَت داد،آنجا كه ايشان فروآمده [١٢]بودند آن را مطابخ نام نهادند،[٤٨-پ] ازآنكه مطبخهاى ايشان بود،و
[١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:شاخين.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،و وفا.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:حج.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:او.
[٦] .آط،آب:بيران.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:خداوندى هست.
[٨] .آز:مكرهى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:تعرّض.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+او.
[١١] .آط،آج،لب:اشتر.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:فرود.