روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٢ - ترجمه
مسخّر شدن باشد خداى را به آنچه [١]دليل كند كه آن را صانعى است [٢]قادر و عالم و حىّ و موجود [٣]حاصل بر صفات كمال كه مستحقّ سجده است.پس چون عاقلان عند نظر در اين چيزها خداى را بشناختند و بدانستند [٤]كه او به اين نعمتها كه كرد مستحقّ عبادت و سجود است،پنداشتى اين سجده ايشان كردند ازآنجا كه به دعوت ايشان بود.و«من»در آيت اگرچه صورت او عموم است مراد به او خصوص [است] [٥]،براى آنكه ما دانيم كه بسيارى از عقلا خداى را سجده نمىكنند.و مذهب ما آن است كه لفظ«ما»و«من»و هرچه اصحاب عموم دعوى كردند كه آن صفت عموم است مشترك است ميان عموم و خصوص،و صالح است هر دو را و عموم را صيغتى مفرد نيست مختصّ به او.شرح اين كردهايم پيش از اين در آيات وعيد در سورة النّساء و جز از آن،از اين جا گفت: وَ كَثِيرٌ مِنَ النّٰاسِ ،و بسيارى از مردمان نيز خداى را سجده مىكنند و بسيارى را عذاب بر ايشان واجب است از اصرارشان بر كفر.مجاهد گفت:آنكه او سجده كند جز از خداى را سايۀ او سجده كند خداى را،و ذلك قوله:... وَ ظِلاٰلُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصٰالِ [٦]...و قوله:... يَتَفَيَّؤُا ظِلاٰلُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمٰائِلِ سُجَّداً لِلّٰهِ ، وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذٰابُ [٧]،و بسيارى از مردمان عذاب بر ايشان واجب است براى اصرارشان بر كفر.و در آيت اضمارى است و التّقدير:و كثير أبى السّجود فحقّ عليه العذاب.و«واو»في قوله: وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذٰابُ ،«واو»استثناست [٨]براى آنكه حكم او مخالف است حكم آن را كه از پيش رفت. وَ مَنْ يُهِنِ اللّٰهُ ،اى من يهنه اللّه،و هركه را خداى اهانت كند و خوار گرداند او را، فَمٰا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ ،او را مكرمى و گرامى كنندهاى نباشد.عامّۀ قرّاء به كسر«را»خواندند،على انّه فاعل، و در شاذّ ابراهيم بن ابى مليكه خواند:مكرم به فتح«را»على المصدر،اى فماله،من اكرام،كقوله:... رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلاً مُبٰارَكاً [٩].
[١] .آب،آج،لب،آز:با آنچه.
[٢] .آط،آب،آج،لب،آز:هست.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش+و.
[٤] .آز:نشناختند و ندانستند.
[٥] .از آط،آورده شد.
[٦] .سورۀ رعد(١٣)آيۀ ١٥.
[٧] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٤٨.
[٨] .آط،آب،آج،لب،آز:استيناف.
[٩] .سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ٢٩.