روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٩ - ترجمه
و بينداخت و بر گرديد.من از آن به شگفت فروماندم،بر بالين او باستادم [١]و به آواز اين بيتها بخواندم:
يا نائما و الخليل يحرسه
من كلّ سوء يدبّ فى الظّلم
كيف تنام [٢]العيون عن ملك
تأتيك [٣]منه فوائد النّعم
به آواز من از خواب در آمد،من اين حال با او حكايت كردم،بر دست من توبه كرد. بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ ،بل ايشان از ذكر خداى برگشتهاند [٤]كه قرآن است و دلايل و حجج اين.
آنگه گفت بر سبيل توبيخ و تقريع: أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ ،ايشان [٥]را خدايانى هستند كه ايشان را از ما حمايت مىكنند و نگاه مىدارند،آن خداوندان [٦]ايشان نصرت خود نتوانند كردن،نصرت ديگران چگونه كنند! وَ لاٰ هُمْ مِنّٰا يُصْحَبُونَ ،[و ايشان از ما مصحوب] [٧]نباشند،يعنى صاحبى نبود ايشان را كه از ما حمايت كند و نگاه دارد ايشان را.مجاهد گفت:ينصرون و يحفظون.قتاده گفت:لا يصحبون من اللّه بخير،ايشان از ما به هيچ خيرى مصحوب نباشند،يعنى از ما خير با ايشان صحبت نكند،يعنى هيچ خير به ايشان نرسد به قيامت.
بَلْ مَتَّعْنٰا هٰؤُلاٰءِ ،بل ايشان [٨]را ممتّع و برخوردار گردانيديم و نيز پدر [٩]ايشان را و در نعمت بداشتيم و تمكين كرديم از نيل ملاذّ و مشتهيات و تعجيل عقوبت نكرديم بر ايشان، حَتّٰى طٰالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ ،تا عمر بر ايشان دراز شد بلاغ [١٠]حجّت را.آنگه بر سبيل توبيخ گفت: أَ فَلاٰ يَرَوْنَ ،نمىبينند،يعنى نمىدانند. أَنّٰا نَأْتِي الْأَرْضَ ،كه ما قصد كنيم به زمين و آن را نقصان مىكنيم و مىكاهانيم از كنارهاى او به خراب [١١]،هر روز و هر سال و هر وقتى طرفى ويران كنيم،و گفتند:نقصان زمين به خراب او [١٢]
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز آط:بايستادم.
[٢] .آط،آج،لب:ينام.
[٣] .آب،آز:يأتيك.
[٤] .آج،لب:بر گذشتهاند.
[٥] .آط+هيچ ايشان.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:خدايان.
[٧] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:اينان.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:پدران.
[١٠] .آز:ابلاغ.
[١١] .آط،آب،آز:به خرابى،آج،لب:به جزا.
[١٢] .آج،لب+و.