روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٩ - ترجمه
بتپرست و بتگر بود.و به نزديك ما نشايد كه پدران پيغامبر [١]هيچ كافر باشند لما فيه من التّنفّر [٢]و النّقص لهم،
لقوله-عليه السّلام: لم يزل ينقلنى اللّه من اصلاب الطّاهرين الى ارحام الطّاهرات ،و كافر را وصف نكنند به طهارت،و لقوله تعالى: وَ تَقَلُّبَكَ فِي السّٰاجِدِينَ [٣]،بر طريق منّت و تعداد نعمت،و آنكه عم را پدر خوانند[نزد] [٤]عرب و عجم ظاهر است،و بر اين فصلى مستوفى [٥]برفت در سورة الانعام.
يٰا أَبَتِ ،در اين«تا»خلاف كردند،بعضى گفتند:براى مبالغت آورد، كالعلاّمة و النّسّابة.و بعضى دگر گفتند:بدل«يا»ى اضافت است،كه بيفگندند و كسره رها كردند تا بدل بود از او،آنگه چون بر او وقف كنند.بعضى گفتند:
همچنان بر«تا»بماند و«ها»نشود،براى اين به«تا»ى ممدود بنويسند [٦]تشبيها بالتّاء الاصليّة.و زجّاج گفت:روا باشد كه در حال وقف«ها»كنند و گويند:يا ابه،قياسا على التّاءات الزّائدة. لِمَ تَعْبُدُ ،چرا پرستى جمادى را كه نشنود و از تو هيچ غنا و كفاف نكند؟و اين بر سبيل تقبيح صورت ايشان مىگويد و تسفيه احلام آنان كه روا دارند تا جماد را پرستند.
يٰا أَبَتِ ،اى پدر من! إِنِّي قَدْ جٰاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مٰا لَمْ يَأْتِكَ ،مرا از علم آن نصيب است،و مرا آن دادند و آن به من آمده است كه به تو نيامد از علم به خداى تعالى و صفات او و توحيد و عدل [٧]و علم به ثواب و عقاب. فَاتَّبِعْنِي ،پسروى كن مرا تا من تو را هدايت كنم و ره نماى به ره راست،و سوىّ،فعيل باشد از سوا.
يٰا أَبَتِ لاٰ تَعْبُدِ الشَّيْطٰانَ ،اى پدر من!مپرست شيطان را،و او بت مىپرستيد و لكن چون به اغراء و اغواى شيطان بود،گفت:شيطان را مىپرستيد كه شيطان و ديو هميشه در خداى-عزّ و جلّ-عاصى و نافرمان بوده است.و عصىّ،فعيل باشد من العصيان،و اين بناى مبالغت است.
يٰا أَبَتِ إِنِّي أَخٰافُ ،اى پدر [٨]مىترسم!فرّاء گفت:اين خوف به معنى علم
[١] .كذا در اساس،همۀ نسخه بدلها:پيغامبران.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:التّنفير.
[٣] .سوره شعراء(٢٦)آيۀ ٢١٩.
[٤] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آط افزوده شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:مستقصى.
[٦] .آز:مدوّر ننويسند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٨] .آب،آط،آز،مش+من من،آج،لب+من.