روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩ - ترجمه
ياد من نبرد [١]الّا ابليس،يعنى به وسواس [٢]او كه مرا از آن مشغول كرد كه ياد دارم، فراموش شد. [٣].
و هفل [٤]بن زياد گفت:اين صخره آن است كه،از پيش نهر الزَّيت است.و «نسيان»را بر دو وجه تفسير دادند،يكى:ضدّ ذكر،و دوم:ترك. وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً ،گفتند:اين از كلام يوشع است،و گفتند معنى آن است: وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ ،فعجبت من ذلك عجبا.
عبد الرّحمن بن زيد گفت:جاى تعجّب باشد كه ماهى بريان كرده از مدّت [٥]دراز زنده شود و در دريا برود و از رفتن او راهى پيدا ماند.ابن زيد گفت:نيمهاى ماهى بود.عبد اللّه عبّاس گفت:و اتّخذ موسى سبيل الحوت في البحر عجبا،يعنى عجب آمد موسى را از رفتن ماهى برشته [٦]در دريا.
وهب گفت:از رفتن[ماهى] [٧]راهى بريده [٨]گشت در دريا مانند جويى.
موسى-عليه السّلام-چون آن شنيد،گفت: ذٰلِكَ مٰا كُنّٰا نَبْغِ ،اين،آن است كه ما در طلب آنيم،آن است كه ما مىجوييم[و«يا»همه از«نبغ»بيفگندند به تخفيف اكتفاء بالكسرة عنها،كقوله: أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ [٩]...،اتّباعا للمصحف، چنين يافتند نبشته] فَارْتَدّٰا ،بازگشتند عَلىٰ آثٰارِهِمٰا ،برآن [١٠]پى كه آمده بودند قَصَصاً .اى اتّباعا للاثر،يقال:قصّ اثره،يقصّه [١١]قصّا،و منه القصّة و القصَّة و القصاص،بازپس آمدند هم برآن راه كه رفته بودند،[٣-ر]با نزديك [١٢]صخره رفتند،ماهى در دريا و ره كردن او بديدند.
موسى-عليه السّلام-بدانست كه آن آيتى است و دلالتى كه خداى تعالى كرد او را،براثر آن برفت تا به نزديك خضر رسيد،و ذلك قوله: فَوَجَدٰا عَبْداً مِنْ عِبٰادِنٰا ،
[١] .آب،آط:بنبرد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:وسوسه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:فراموش كردم.
[٤] .آب،آز:هفاين.
[٥] .آب،آط،آز:بعد از مدّتى،آج،لب:بود از مدّتى.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:بريان.
[٧] .اساس:ندارد،به قياس با آط،و اتّفاق نسخهها،افزوده شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:پيدا.
[٩] .سوره بقره(٢)آيه ١٨٦.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+هم.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:يقصُّ.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:تا به نزديك.