روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٨ - ترجمه
اين قرآن سخنى است كه آن را اصلى نيست،چون كسى كه چيزى بيند در خواب [١]گويد در خواب،آن را اصلى و معنى نباشد.باز از او بازآمدند و گفتند: بَلِ افْتَرٰاهُ ، يعنى بل قالوا افتراه،او قالوا بل افتراه،بل او بافته [٢]است و كلام اوست.آنگه از آن بگشتند و گفتند: بَلْ هُوَ شٰاعِرٌ ،بل او شاعرى است،و اين كلام شعر اوست،و اينهمه از سر عجز و تحيّر گفتند بىانديشه براى آنكه اقوال متناقض است براى آنكه اضغاث [٣]احلام را هيچ معنى نباشد و هيچ تناسب الفاظ،و اين كلامى است در درجۀ عليا از فصاحت با جزالت الفاظ [٤]و جلالت معنى.و آنچه گفتند: بَلِ افْتَرٰاهُ ، جواب آن يكبار و دوبار و ده بار بشنيدند: فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ ، [٥]...،و قوله:
فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيٰاتٍ ، [٦]...،و آنچه گفتند: بَلْ هُوَ شٰاعِرٌ هم هرزه گفتند براى آنكه ايشان نه آن بودند كه شاعر [٧]نشناختند،كه شعر كلامى باشد موزون مقفّى،و اين را نه وزن است و نه قافيه،آنگه چون از اينهمه فروماندند گفتند:فليأتنا به آية، بگو تا آيتى و دلالتى و معجزهاى بيارد [٨]،چنان كه پيغامبران پيشتر [٩]را بود.
مٰا آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنٰاهٰا ،گفت:ايمان نياوردند اهل اين شهرها كه ما ايشان را هلاك كرديم با آنكه آيات و معجزات با ايشان آمد،و در كلام اين محذوف [١٠]است،و تقدير آنكه:ما امنت قبلهم من قرية اتتها الآيات اهلكناها [١١]،و براى دلالت فحوى الخطاب بيفگند. أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ ،اينان ايمان خواهند آوردن؟اگر آياتى [١٢]به اينان آيد!صورت استفهام است و معنى جحد،يعنى [١٣]نيارند با آنكه آيت بيايد،چنان كه آنان كه پيش اينان بودند آيات و بيّنات به ايشان آمد [١٤]نياوردند تا ما [١٥]
[١] .همۀ نسخه بدلها+يا چيزى.
[٢] .آط،لب،آز:فرابافته.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٤] .آج،لب:لفظ.
[٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٣.
[٦] .سورۀ هود(١١)آيۀ ١٣.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:شعر.
[٨] .آب،آط،آج،آز:به ما آرد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:پيشين.
[١٠] .آب،آز:محذوفى.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:فاهلكناها.
[١٢] .اساس:ايمانى،با توجّه به معنى جمله و اتفاق نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٤] [١٣] .همۀ نسخه بدلها+ايمان.
[١٥] .اساس:من،به قياس با نسخۀ آط،و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.