روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٧ - ترجمه
ايشان به خداى مىگويند ايشان را بيرون كردند،گفت:مثالش اين بود كه گويند [١]:
ما يبغضني الّا لأنّي [٢]أقول الحقّ.و فرّاء گفت:محلّ آن جرّ است بدلا من قوله: بِغَيْرِ حَقٍّ ،اى الّا بان يقولوا.و گفتند:محلّ او نصب است بر استثنا. وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ ،و اگر نه دفع خداى بودى مردمان را بهرى به بهرى به جهاد و اقامت حدود و انواع حدود و انواع لطف، لَهُدِّمَتْ صَوٰامِعُ ،اهل حجاز به تخفيف دال خواندند،من الهدم،و باقى قرّاء به تشديد من التّهديم.صوامع،مجاهد و ضحّاك گفتند:صومعههاى [٣]رهبانان [٤].قتاده گفت:صومعههاى [٥]صابيان. وَ بِيَعٌ ، كليسياهاى ترسايان. وَ صَلَوٰاتٌ ،كنشتهاى [٦]جهودان. وَ مَسٰاجِدُ ،مسجدهاى مسلمانان.ابن زيد گفت و ابن ابى نجيح عن مجاهد كه:بيع،كنشتهاى [٧]جهودان باشد،عبد اللّه عبّاس و قتاده و ضحّاك گفتند:صلوات كنشتهاى [٨]جهودان باشد،ايشان آن را صلوتا [٩]خوانند.ابو العاليه گفت:صلوات،نمازگاه صابيان باشد.
مجاهد گفت:نمازگاه اهل كتاب و مسلمانان باشد كه بر راهها ساخته باشند،و بر اين قول مراد به«صلوات»مواضع صلوات باشد.بعضى دگر گفتند مراد به صلوات، نمازهاى مسلمانان است،يعنى چون مسلمانان جايى نماز كنند بر خفيه و پوشيدگى، اين كافران بر ايشان هجوم كنند و نماز ايشان ببرند.و بر اين قول،هدم،به معنى قطع نمازهاى ايشان است آن [١٠]كنند،يعنى ببرند.بعضى دگر گفتند: لَهُدِّمَتْ صَوٰامِعُ وَ بِيَعٌ ،يعنى در ايّام شريعت عيسى،كليسياها ويران [١١]كردندى،و در شريعت موسى، صلوات [١٢]،و آن كنشتها [١٣]باشد.و در شريعت محمّد-صلّى اللّه عليه و آله-مسجدها.
حسن گفت:خداى تعالى به مسلمانان مصلاّهاى اهل ذمّت نگاه مىدارد.اگر گويند،چرا تقديم كرد نمازگاههاى اهل ذمّت را بر مساجد مسلمانان،گوييم:
[١] .آط،آج،لب:گويد.
[٢] .آط،آب،آز،مش:لان؛آج،لب:ان.
[٥] [٣] .اساس و همه نسخه بدلها:صومعها/صومعهها.
[٤] .آط،آب،آج،لب،مش:رهبانيّه؛آز؛صابيان.
[٦] .آج،لب:كنشها.
[٨] [٧] .همۀ نسخه بدلها:كنيسها/كنيسهها.
[٩] .آج،لب:صلواتا.
[١١] [١٠] .همۀ نسخه بدلها:بيران.
[١٢] .اساس+اللّه عليه؛با توجّه به فحواى عبارت و به قياس با نسخهبدلهاى آط،آب،آج،لب،تصحيح شد.
[١٣] .آط،آج،لب:كنيسها/كنيسهها.