روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٧ - ترجمه
عمران بن حصين و ابو سعيد الخدرىّ روايت كردند كه:اين آيتها در شبى آمد كه رسول-عليه السّلام-در غزاة بنى المصطلق بود،و آن قبيلهاى بودند از بنى خزاعه،و مردم بر راهرو بودند.رسول-عليه السّلام-بفرمود تا بانگ كردند و مردم بايستادند رسول-عليه السّلام-اين آيتها بر مردمان خواند،همه به گريستن آمدند،چون در روز آمدند،كس زين بازنگرفت و خيمه نزد [١]و ديگ نپخت،بعضى مىگريستند و بعضى دلتنگ بنشستند.رسول-عليه السّلام-گفت دانى كه آنچه روز باشد؟گفتن [٢]خداى و پيغامبر عالمتر،گفت:آنگه [٣]خداى تعالى آدم را گويد برخيز و از فرزندانت گروهى دوزخى را به دوزخ فرست،او برخيزد از هزار [٤]،نهصد و نود و نه را به دوزخ فرستد و يكى را به بهشت.اين حديث [٥]سخت آمد بر مسلمانان بگريستند و گفتند:يا رسول اللّه!ناجى كه خواهد بود؟گفت:
ابشروا و قاربوا و سدّدوا ،با مژده [٦]باشى و با مردم نزديك [٧]باشى و باسداد باشى كه با شما دو خلق هستند كه ايشان را كثرتى عظيم هست.
آنگه گفت:من اميد مىدارم كه ربع اهل بهشت شما باشى،ايشان تكبير و تحميد كردند [٨].آنگه گفت:اميد مىدارم كه نيمۀ اهل بهشت شما باشى،ايشان تكبير و تحميد كردند [٩].آنگه گفت:اميد مىدارم كه نيمه اهل بهشت شما باشى،ايشان تكبير كردند و شكر گزاردند،گفت:من اميد مىدارم كه دو بهر از اهل بهشت شما باشى،آنگه گفت:جملۀ اهل بهشت صد و بيست صفّ باشند،هشتاد صف امّت من باشند و مسلمانان در جنب كافران چنان باشند كه خالى بر پهلوى شترى يا چون مويى سياه بر گاوى سپيد،يا چون مو[يى] [١٠]سپيد بر گاوى سياه.آنگه گفت:از امّت من هفتاد هزار به بهشت شوند بىشمار.عكّاشة بن محصن برخاست و گفت:يا رسول اللّه!دعا كن تا من از جملۀ ايشان باشم.گفت:تو از جملۀ ايشانى.مردى از انصار بر پاى خاست [١١]و گفت:يا رسول اللّه!دعا كن تا من از ايشان باشم،گفت:
[١] .آج،لب:نزدند.
[٢] .آز،مش:گفتند.
[٣] .آج،لب،مش:آنكه.
[٤] .آج،لب+كس.
[٥] .مش:سخن.
[٦] .آب،مزده/مژده.
[٧] .لب:به نزديك.
[٩] [٨] .آج،لب+شكر گزاردند.
[١٠] .آط:ندارد،از آب،افزوده شد.
[١١] .آط،آب،لب،آز،مش:خواست.