روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٥ - ترجمه
بود كه آنجا باشند،و چون تناول كردند مصلحت بگرديد و صلاح آن بود كه تكليف ايشان در زمين باشد،و خداى تعالى آدم را براى زمين آفريد،أ لا ترى الى قوله:... إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً [١].
قوله تعالى: وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي ،هركه اعراض كند و برگردد از ذكر من،در اين ذكر خلاف كردند،بعضى گفتند:مراد توحيد است،و بعضى گفتند:
مراد قرآن است.
و معنى«اعراض»عدول است از ايمان به قرآن و نظر در دلايل و بيّنات او. فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً ،[اى ضيّقا] [٢]او را معيشتى باشد تنگ و سخت،يقال:
منزل ضنك و عيش ضنك،اى ضيّق.و واحد و جمع و تثنيه و مذكّر و مؤنّث در او به يك لفظ باشد،گويند:براى آنكه[] [٣]لفظ او لفظ مصدر است،براى اين گفت «ضنك»،و نگفت:«ضنكة».
و مفسّران در«معيشت ضنك»خلاف كردند،أبو هريره روايت كرد از رسول -عليه السّلام-كه او گفت در تفسير اين آيت كه:مراد به معيشت ضنك،عذاب گور است.عبد اللّه عبّاس گفت:شقاوت است.مجاهد گفت:تنگى است.حسن و ابن زيد گفتند:زقّوم و غسلين و ضريع است.قتاده گفت:يعنى فى النّار،اين معيشت ضنك او را در دوزخ باشد.ضحّاك گفت:كسبى پليد است.عكرمه گفت:حرام است.عبد اللّه عبّاس گفت:هرآن مالى كه من به بندهاى از بندگان خود دهم،اگر اندك باشد اگر بسيار،مرا در آن خيرى نباشد آن معيشت ضنك بود،گفت:معنى آيت نه آن است كه هركس كه از ذكر خداى و ره حق عدول كند،معيشت و روزى بر او تنگ باشد كه ما بسيار كافران را مىبينيم كه[٢٣-ر]معيشت بر ايشان فراختر است ازآنكه بر مؤمنان،و انّما معنى آيت آن است كه:آنان كه به قيامت ايمان ندارند و خداى را ندانند هر خرجى و نفقتى كه كنند غرامت شناسند براى آنكه برآن ثوابى نبينند و آن را عوضى طمع ندارند،و گمان ايشان به خداى بد باشد،بر ايشان سخت آيد آن خرج و نفقه كردن،تلك [٤]المعيشة الضّنك.
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٣٠.
[٣] [٢] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آط،و اتّفاق نسخه بدلها،افزوده شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:فتلك.