روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٤ - ترجمه
چون گفت پدر خود را اى پدر!چرا مىپرستى آنچه را نشنود و نبيند و نه سود كند از تو چيزى؟ اى پدر!منم كه بيامد به من از دانش آنچه نيامد به تو،متابعت[من] [١]كن تا راه نمايم تو را راه راست.
يا پدر [٢]!مپرست ديو را كه ديو در خداى عاصى بوده است.
اى پدر!من مىترسم كه به تو رسد عذابى از خداى،[پس] [٣]باشى ديو را يارى.
گفت:رغبت مىكنى [٤]تو از خدايان من اى ابراهيم؟اگر بازنايستى تو سنگسار كنم تو را و ببر از من روزگارى دراز.
گفت:سلام بر تو، آمرزش خواهم براى تو از خداى من [٥]كه او به من مهربان بوده است.
و دور شوم از شما و آنچه مىخوانى از فرود سو [٦]خداى و مىخوانم [٧]خداى خود مرا [٨]،شايد كه نباشم به خواندن خدايم [٩]بدبخت.
چون دور شد از ايشان و آنچه مىپرستيدند [١٠]از فرود خداى،بداديم او را اسحاق و يعقوب،و همه را كرديم پيغامبر.
[٣] [١] .آط،ندارد،از آب افزوده شد.
[٢] .آب:اى پدر من.
[٤] .آج،لب:نفرت مىنمايى.
[٥] .آب،آز،مش:خود.
[٦] .آب،آج،لب:فردود.
[٧] .آط:بخوانى،به قياس با نسخۀ آب و با توجّه به معنى تصحيح شد.
[٨] .آب،آج،لب:خود را.
[٩] .آب،آج،لب:خداى خود.
[١٠] .آط:پرستيدن،به قياس با آب،تصحيح شد.