روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٨ - ترجمه
گفت:آن عصاى من است كه تكيه كنم برآن و برگ فروكوبم [١]به آن بر گوسپندم، و مرا در آن حاجتهاى ديگر است.
گفت:بينداز آن را اى موسى.
بينداخت آن را،گرديدى [٢]آن مارى بود رونده [٣].
گفت:بگير اين [٤]را و مترس كه بازبريم [٥]آن را با شكل اوّل.
و فراهم گير دستت را باز [٦]بالت [٧]تا بيرون آيد سپيد بىعيبى [٨]دليلى ديگر.
تا به آن نماييم [٩]به تو از آيتهاى بزرگ خود.
برو به فرعون كه او طغيان كرد.
قوله تعالى: طه ،كوفيان طه آيتى شمردند،و ديگران نشمردند.ابو عمرو«طه» خواند به فتح«طا»و امالۀ«ها».و حمزه و كسائى و خلف و ابو بكر الاعشى و البرجمىّ [١٠]به امالۀ هر دو«طه»خواندند.و اهل شام و مدينه بين بين خواندند هر دو، و باقى قرّاء به تفخيم هر دو،و عيسى بن عمر در شاذّ برعكس قرائت ابو عمرو خواند، و حسن بصرى در شاذّ خواند:«طه»باسكان الهاء،و گفت تفسيرش آن باشد كه:اى مرد.
مفسّران در معنيش خلاف كردند،عبد اللّه عبّاس گفت:قسم است به نامى از نامهاى خداى تعالى كه به او قسم كرد.و مجاهد و حسن و عطا و ضحّاك گفتند، معنى اين كلمه آن است كه:يا رجل،اى مرد.عكرمه گفت:هو بلسان الحبشة«يا
[١] .آب،آج،لب:فروكنم.
[٢] .آب:برگرديد،آج،لب:كه ديدى.
[٣] .آب:مارى كه مىرفت.
[٤] .آب:آن.
[٥] .آج،لب:باز برانم.
[٦] .آب،آج،لب:با.
[٧] .آج،لب:زير بغل بر.
[٨] .آج،لب:سفيدى بىعيب.
[٩] .آب:تا باز نمايم.
[١٠] .آز:الرجمى،آج،لب:الرّحمن.