روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٤ - ترجمه
معنى فاعل است.
وَ سَلاٰمٌ عَلَيْهِ ،و سلام بر او باد،آن روز كه او را بزادند و آن روز كه [١]بميرد،و آن روز كه او را زنده كنند.و نصب حَيًّا ،بر حال است از مفعول.و گروهى گفتند:
وَ سَلاٰمٌ عَلَيْهِ ،معنى آن است كه:سلامت است او را از آن عبث [٢]شيطان[در] [٣]ولادت و اغرا و اغواى او در وقت بلوغ،و آن روز كه بميرد از هول[١١-پ]مطّلع،و آن روز كه او را زنده كنند از اهوال قيامت و عذاب دوزخ.
حسن بصرى گفت:يك روز يحيى و عيسى به يكديگر رسيدند،يحيى عيسى را گفت:شفيع من باش نزد خداى كه تو از من بهترى.عيسى گفت:تو از من بهترى، براى آنكه سلام بر خود من كردم،و سلام بر تو خداى كرد.
قوله: وَ اذْكُرْ فِي الْكِتٰابِ مَرْيَمَ ،و ياد كن اى محمّد در اين كتاب قرآن مريم را-و هى مريم بنت عمران بن ماثان، إِذِ انْتَبَذَتْ ،اى اخذت نبذة،اى ناحية،آنگه كه با كنارهاى شد. مَكٰاناً شَرْقِيًّا ،جايى كه متّصل بوده است به جانب مشرق.و گفتند:جايى كه آفتاب ديمه [٤]بود براى آنكه در فصل زمستان بود يقال:جلس نبذة و نبذة،اى ناحية.
حسن بصرى گفت:ترسايان براى آن روى به مشرق كنند كه مريم مكان شرقى گرفت،گفتند:براى آن گوشهاى گرفت كه غسل خواست كردن.عكرمه گفت:
مريم در مسجد بودى ما دام تا طاهر [٥]بودى،چون حيض [٦]رسيدى او را با خانهاى خالى [٧]رفتى اين وقت خالى شده بود [٨]گوشهاى گرفت تا غسل كند.
فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجٰاباً ،گفتند:پردهاى ببست،و اين قول عبد اللّه عبّاس است.مقاتل گفت:در پس كوه شد چون برهنه شد و غسل مىكرد،نگاه كرد جبريل را ديد در صورت برناى [٩]امرد نكوروى جعدموى با او در حجاب،و ذلك قوله:
[١] .آج،لب،مش+او.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:از عبث.
[٣] .-اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٤] .آج،لب:دميده.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:طاهره.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:حايض.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:خاله.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:پاك شده بود.
[٩] .آب،آز،مش:برنايى.