فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦٠
فضل طبرسى نام مىبرد (٣٩). مراد او نيز همين كتاب است؛ زيرا آنچه او نقل كرده در اين كتاب موجود است. براى نمونه او در مسئله استحباب طمأنينه بعد از سر برداشتن از سجده دوم «جلسه استراحت»، از كتاب تلخيص الخلاف نقل اجماع كرده و مىگويد: «لكن من آن را در خلاف نيافتم» (٤٠). همچنين عاملى در مسئله وجوب ترتيب در تيمم، از ذكرى و كشف اللثام نقل مىكند كه شيخ در خلاف دليل بر وجوب ترتيب را همان دليل وجوب ترتيب در وضو دانسته كه از جمله آن اجماع است. سپس مىگويد:
من آن را در تلخيص الخلاف نيافتم... و اين از مواردى است كه صاحب تلخيص به سبب ترك آن استحقاق مؤاخذه دارد. (٤١)
امّا چنانكه در عبارت المؤتلف (٤٢) آمده، مؤلف به اين اجماع با رمز «ج» ـ كه بر اساس مبناى مصرّح او در مقدمه كتاب، مقصود از آن اجماع است ـ تصريح كرده است. در نتيجه بايد گفت: در اينجا دو احتمال وجود دارد: اول، مراد عاملى از تلخيص الخلاف، كتاب المؤتلف است كه در اين صورت، يا نسخه موجود نزد وى در اين مسئله داراى نقص بوده يا وى به علامت رمز در اول مسئله توجه نكرده است. دوم، مراد وى از صاحب تلخيص در اين مورد، صيمرى است. اين احتمال ضعيف به نظر مىرسد؛ زيرا صيمرى در اين مسئله به دلايلى كه شيخ در وضو اقامه كرده، اشاره كرده است. (٤٣)
عاملى در جاى ديگرى ضمن اشاره به اينكه در تلخيص الخلاف، اثرى از دليلى كه شيخ ذكر كرده نيست، اختصار بيش از حد مؤلف تلخيص الخلاف را
(٣٩) مفتاح الكرامة (ط ـ القديمة)، ج٨، ص٦٨.
(٤٠) همان (ط ـ الجديدة)، ج ٧، ص ٣٨٢ .
(٤١) همان، ج٤، ص٤٤٥.
(٤٢) المؤتلف، ج١، ص٥٢، مسئله ١٣٨.
(٤٣) تلخيص الخلاف، ج١، ص٤٤.