فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٨ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
پروردگار عالَم را به گواهى مىطلبد بر آنكه: ورود و خروج در اين امر، هيچ كدام به قصد نيل [ به ]مشتهيات و هواپرستى و سياستطلبى و دنيادارى و زمانهسازى و دشمنسوزى [ = خصومت با افراد ]و مكنتاندوزى و امثال ذلك نبوده است. اين پندارها هيچ يك لايق ريشى نيست كه در راه اسلام سفيد شده:
| بَعدَ سِتّين حجّة و ثَمان | غيرُ مستحسنٍ وصالُ الغَوانى (٢٤) |
اينكه نوشتهايد مساعدتهاى مساعدين [ = دربار قاجار]، صورى است و دوام آن مجال [ از ] محالات است و كار به كجاها خواهد كشيد؟ [ مىگويم:] فرزند! پدر پير تو از تو توقع تفقّد دارد و نه علم غيب جويى و غيب گويى. در بارگاه قُدس و جوار اميرالمؤمنين(ع) علوم آل محمد(ص) بايد آموخت و اندوخت، نه فنون سياسى و ديپلماسى. كسانى هستند كه به دادن اين نطقهاى عصر جديد و از بر داشتن اخبار مجلات و جرائد اعجاب مىكنند و آرزو دارند كه با ويكتور هوگو و داروين و شِكسپير محشور شوند، ولى من آرزو دارم تو با حَمَله قرآن و حُفّاظ حديث و فقهاى اهل بيت (ع) محشور شوى.
(٢٤) يعنى، پس از گذشت ٦٨ سال از عمر، زيبنده نيست كه انسان در پى وصل زنان باشد...!