فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٣ - قانون توارث زوجين از ديدگاه قرآن كريم خالد غفورى
هرگاه فردى قرص نانى به فرزندانش بدهد ممكن است بگويد: «براى تمامى فرزندانم در اين نان سهمى است» و ممكن است اين گونه بگويد: «براى فرزند بزرگ سهمى و براى فرزند وسط سهمى و براى كوچك سهمى است». اين دو تعبير در يك جهت اشتراك و در يك جهت اختلاف دارند، جهت اشتراك اين است كه همه آنان در نان سهم دارند و جهت اختلاف اين است كه تعبير اول از حيث بيان وحدت استحقاق كمى و كيفى اطلاق دارد، در حالى كه تعبير دوم از نظر بيان وحدت استحقاق كمّى مطلق است ولى از لحاظ بيان وحدت استحقاق كيفى صريح است. اين تعبير سبب استحكام تعارض است.
٢. فقره سوم دلالت بر مبالغه در بيان استحقاق ارث از تمامى تركه دارد: «ممّا قلّ منه أو كثر»؛ چون عبارت اول براى بيان استحقاق مردان و زنان كافى است، لكن بااين وصف قرآن به عبارت اول اكتفا نكرده و به دنبال آن عبارت ديگرى نيز آورده است و اين نيست مگر براى بيان اين كه استحقاق زنان براى تركه همانند مردان در همه اجزاى تركه است. بيان اين استحقاق اجمالى نيست و به طور قطع مجالى براى تخصيص و تقييد نمىگذارد.
٣. فقره چهارم كه ختم آيه است حتميت اين حدود را اثبات مىكند. سهام ارث سهامى ثابت است كه تعيين آن از جانب خداوند صورت گرفته و قابل تغيير و تبديل نيست: «نصيباً مفروضاً». توضيح بيشتر در مورد اين قسمت خواهد آمد.
اشكال: آيه در مورد ارث نسبى است و نه ارث سببى، بنابراين شامل ارث زن و شوهر نمىشود.
پاسخ: بسيار واضح است كه آيه در صدد ردّ نظريه حاكم بر نظام جاهلى است كه ميان مردان و زنان در انسانيت و تمامى حقوق تفاوت قايل بودند. مفسران نيز از آيه همين برداشت را كرده و حيثيت نسبت را در نظر نگرفته و آن را قيدى در دلالت آيه بر تساوى ميان مطلق مردان و مطلق زنان در استحقاق تركه و اختصاص آن به