فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٣
انتقال داده و در جوار مرقد مطهر امام هشتم(ع) به خاك سپردند.
بسيارى از بزرگان و شرححال نويسان، «طبرسى» را منسوب به طبرستان دانستهاند (٤)، بنابراين، ضبط آن «طَبَرسى» خواهد بود، اما برخى آن را منسوب به «طَبرِس» (تفرش امروزى) مىدانند (٥)، بنابراين، ضبط آن «طبرسى» بر وزن «تفرشى» خواهد بود. به نظر اينان اولاً طبرسى اگر از طبرستان بود، نسبت او طبرى مىشد نه طبرسى. ثانياً، بيهقى در كتاب تاريخ بيهق، طبرسى را منسوب به تفرش مىداند و با توجه به اينكه آن دو هم عصر بودند و هر دو چندين سال در بيهق مىزيستند و با يكديگر مراوده داشتند، گفته او مقدم بر ديگران است. (٦)
خوانسارى در شرح حال على بن حمزه طوسى، سخن برخى كه نام او را على بن حمزه طبرسى ـ و نه طوسى ـ ضبط كرده و طبرسى را منسوب به طبرس ـ معرّب تفرش ـ دانستهاند، نقل كرده و معتقد است كه لقب «طبرسى» به طور مطلق، منسوب به تفرش است نه طبرستان و مازندران. سپس سخن مؤلف تاريخ قم، حسن بن محمد قمى (م ٣٧٨ هـ . ق) را نقل مىكند كه تفرش را طبرش ضبط كرده و ادعا كرده در زبان عربى «ش» تبديل به «س» و تفرش، طبرس خوانده و نوشته مىشود. (٧)
نكته ديگر اينكه هرچند عنوان طبرسى غالباً بر امين الاسلام طبرسى، صاحب مجمع البيان اطلاق مىشود، امّا اين عنوان بر بعضى بزرگان ديگر نيز اطلاق شده است (٨)
(٤)رياض العلماء، ج٤، ص٣٤٩ و ٣٥٧ ، ج١، ص٥٠.
(٥) مفاخر اسلام، ج٣، ص٤٠٩.
(٦) همان.
(٧) روضات الجنات، ج٤، ص٣٢٠، و نيز ر . ك: رياض العلماء، ج١، ص٥٠ به نقل از تاريخ قم. البته، صاحب رياض در رياض العلماء، ج٤، ص٣٥٧ اين گفتار را توهمى محض دانسته كه دليلى بر آن نيست.
(٨) اين اشتراك عنوان، گاه سبب اشتباه در نسبت تأليفات بعضى به بعضى ديگر شده است (ر . ك: بحار الانوار، ج١، ص٩).