فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٠ - اجبار
٤. الجاء: در لسان العرب آمده است: ألجأه إلى الشيء ؛ يعنى او را ناگزير به انجام كارى كرد؛ مثل پناه بردن به دژ در وقت احساس خطر براى حفظ جان (٩).
در فروق اللغويه آمده است: الجاء، فقط در مورد رفتارهايى صدق مىكند كه انسان، چارهاى جز آن نداشته باشد؛ مانند خوردن مردار هنگام شدت گرسنگى و دويدن روى خار به هنگام ترس از درندگان، در اين موارد الجاء مساوى بااضطرار است (١٠).
٥. ضغط: اين واژه در لغت به معانى ضيق، شدت، اكراه، قهر آمده است. (١١)
احكام شرعى اجبار
اجبار يا مشروع و برحق است مثل اجبار شخص بدهكارى كه امروز و فردا مىكند و بدهى خود را نمىدهد از سوى قاضى يا حاكم به پرداخت ديونش يا اجبار مفلس به فروش اموالش و دادن آنها به طلبكاران، يا اجبار محتكر به فروش اطعمه و اجناس. گاهى اجبار نامشروع و ناحق است و آن هر اجبارى است كه شارع مقدس آن را اجازه نداده باشد و مصلحتى كه مقتضى الزام به اجبار باشد در آن وجود نداشته باشد يا رفع ضررى يا دفع ظلمى كه مقتضى آن موجود نباشد.
شهيد اول درباره شوهرى كه همسر خود را مجبور به خلع و بخشش مهر كند مىگويد: «مرتكب حرام شده و با بذل مهر از سوى زوجه، مالك آن نمىشود». (١٢)
اجبار حاكم جائر مردم را به فروش زمين يا خانهشان يا به ترك مباحات حيازت شده، از موارد اجبار نامشروع است.
(٩) لسان العرب، ج١٢، ص٢٣٧.
(١٠) معجم الفروق اللغويه، ص٦٦.
(١١) لسان العرب، ج٨، ص٦٧.
(١٢) اللمعة الدمشقية، ص١٩٩.