فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٧ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
در پايان نيز، از شيخ با عنوان «عالم ربّانى، رهنماى راستين و حقّانى، مجتهد ماهر...، و جامع معقول و منقول» ياد مىكند كه «رواست بندگان مؤمن خداوند، در امور دينى وى را مرجع خود قرار دهند و رشته انقيادش را در امور اخروى و دنيوى بر گردن افكنند». (٥٧) محقق رشتى در حالى اين چنين از شيخ فضل اللّه تعريف مىكند كه معروف است از اعطاى اجازه اجتهاد به ديگران نوعا اكراه داشت و به تمهيدات گوناگون از قبول اين امر سر باز مىزد. (٥٨)
درباره آشنايى عميق و كلّىِ شيخ با فرهنگ غرب نيز بايد خاطرنشان ساخت كه در كتابهاى «آخرين آواز قو» و «ديدبان، بيدار!»، از موضوع شناسى و رجال شناسىِ عميق شيخ ياد كرده و اين سخن وى به ناظمالاسلام كرمانى را يادآور شدهايم كه: «ملاى امروز بايد عالم به مقتضيات وقت باشد، بايد مناسبات دُوَل [ = سياست جهانى] را نيز عالم باشد». (٥٩) همچنين از آيت اللّه حاج شيخ حسين لنكرانى نقل كردهايم كه مىگفت:
شيخ فضل اللّه در علم هيئت و نجوم از حاج ميرزا عبدالغفارخان نجمالدوله (رياضيدان و منجّم نامدار، و دانشمندِ ذوفنونِ عصر قاجار) بهره مىبرد و متقابلاً به ايشان درس كلام مىداده است. افزون بر اين، حاجى نجم الدوله نوشتههاى جرايد و دانشمندان اروپا درباره اسلام و ايران را براى شيخ ترجمه مىكرد و رابط ميان شيخ و سيد جمال الدين اسدآبادى معروف بود.
(٥٧) رساله «في قاعدة ضمان اليد» شيخ و تقريظ مزبور را آية اللّه حاج شيخ جعفر سبحانى مدّ ظلّه اخيرا همراه كتاب «اشارةالسبق الى معرفة الحق» تأليف علامه بزرگوار ابوالحسن على بن حسن حلبى (از اعلام شيعه در قرن ٦ هجرى)، به طبع رساندهاند.
(٥٨) ر.ك: مرگى در نور؛ زندگانى آخوند خراسانى صاحب كفايه، عبدالحسين مجيد كفايى، زوّار، تهران ١٣٥٩، ص ٨٢ ، به نقل از: «تاريخ روابط ايران و عراق»، نوشته مرتضى مدرسى. در باره حاج ميرزا حبيب اللّه رشتى، و مقام اعلاى علمى و معنوى او، در «انديشه سبز...» به تفصيل سخن گفتهايم.
(٥٩) تاريخ بيدارى ايرانيان، همان، بخش اوّل، ١/٣٢١.