فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٣ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
مشابه اين گونه نسبتهاى بىبنياد به شيخ را در جزوهاى مشاهده مىكنيم كه اوايل پيروزى انقلاب اسلامى (مرداد ١٣٥٨) با عنوان «پيشنويس قانون اساسى، مجلس خبرگان و شوراى نگهبان، روح شيخ فضل اللّه نورى را زنده ساخته است»، به قلم گروهى موسوم به «گروه رزمندگان خلق» منتشر شد و نويسنده يا نويسندگان آن، در صفحه ١٨ آن جزوه ضمن فحاشى به مرحوم شيخ مىنويسند: «شيخ فضل اللّه چنان مرتجع بود كه حتى حاضر نمىشد كلمه " قانون" را به كار برد. او به جاى كلمه " قانون" از واژه " نظامنامه" استفاده مىكرد...»! (٤٧)
غافل از اينكه اولاً در صدر مشروطيت، آنچه امروز " قانون اساسى" خوانده مىشود، غالباً " نظامنامه اساسى" گفته مىشد. براى نمونه، نخستين رئيس مجلس شوراى ملى صدر مشروطه (مرتضى قلىخان صنيع الدوله)، در نطق خود در مجلس، مورّخ شنبه ١٩ ربيع الثانى ١٣٢٥هـ .ق، از قانون اساسى با عنوان «نظامنامه اساسى» ياد مىكند (٤٨) يا در پايان مذاكرات روز يكشنبه ٢٧ ربيع الثانى همان سال در مجلس شورا عنوان مىشود: «به جهت قرائت نظامنامه اساسى صحبت شد، گفتند امشب وقت نيست، بماند از براى روز سه شنبه». (٤٩) آخوند خراسانى و شيخ عبداللّه مازندرانى (دو رهبرِ مشهورِ مشروطيت) نيز در تلگرافى كه در تاريخ هفتم جمادى الاول ١٣٢٥ توسط شيخ نورى به مجلس شورا مىزنند، با اشاره به تصويب اصل دوم متمم قانون اساسى در مجلس مىنويسند: «ماده شريفه ابديّه كه به موجب اخبار واصله در نظامنامه اساسى درج... نمودهاند، از اهمّ مواد لازمه و حافظ اسلاميت اين اساس است...». (٥٠) چنانكه ميرزاى نائينى هم در
(٤٧) نظارت مجتهدين طراز اول؛ سير تطور اصل دوم متمم قانون اساسى در دوره اول تقنينيه، محمد تركمان، مندرج در: مجله تاريخ معاصر ايران، كتاب اول، مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگى (تهران، چاپ دوم، زمستان ١٣٧٢)، صص ٤٣ـ٤٤.
(٤٨) مذاكرات مجلس دوره اول تقنينيه، تهران، چاپخانه مجلس، ١٣٢٥هـ .ش، ص ١٧٩.
(٤٩) همان: ص ١٨٦.
(٥٠) رسائل، اعلاميهها...، تركمان، همان، ص ٢٣٧. تأكيد روى كلمات از ماست.