فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٢ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
ترميمات، هميشه كاملاً در تحت نظارت خواص از جامعه روحانى اين ملت بوده باشد و ساير طبقات اهالى، از ثمره [ آن [متمتّع بشوند و [ در[ غَرس شجره تربيت و استثمار [ = ميوه چينى] آن، هيچ گونه تجشُّم نكنند.
فرزند! در فرنگستان، دين، مذهب و عقايد، اهميت ندارد و اين اعمال دينيه و وظايف مذهبى كه ما مردم ايران داريم، آنجا هيچ آبرومند نيست بلكه مايه غَمز و تهكّم است. مسلمانهاى راسخ العقيده ممتحن القلب اين مملكت، عدم مساعدت و مضايقتى كه دارند در همين كيفيت اجراى اصلاحات است. كدام پيرو اسلام، از جلوگيرى جور و ستم، و افروختن چراغ علم ـ بشروطها ـ ممانعت مىكند؟
به جان خودت اى فرزند عزيز، كه اين تشريحات و توضيحات، همه از روى حسّ و شهود است و الاّ اختلافى با كسانى كه اهل علم و حصون اسلام (٢٨) و حُفّاظ شريعت باشند در بين نيست. اشمئزاز قلوب و استيحاش (٢٩) نفوس و تنفّر طِباع از همين جاست. به عبارت روشنتر بگويم: نمىگويند رؤساى روحانى ما در مقام شكواى [ از [ظلم و جهل و فقر مملكت، از عصر سعادت و ادوار نبوّت دم نمىزنند و نمىگويند كه ما اهل اسلام روزگارهايى اولين درجه سيادت و سرورى را دارا بوديم و دولتهاى بزرگ دنيا را تهديد مىكرديم، از سطوت و اقتدار ما كره ارض مىلرزيد، اشعه علوم و معارف ما بر تمام عالم مىتافت، دولت ما بايد با ما مساعدت جدّى كند تا ما را به همان اوج سعادت و سيادت برساند. چرا مىگويند كه دولت ما چون كُنستى توسيون نيست و پارلمنت ندارد؟ اگر تدليساً مىگويند: اينها
(٢٨) در متن چاپى: حقوق اسلام آمده كه ظاهراً اشتباه است و صحيح، همان «حصون اسلام» به معنى دژها و قلعههاى اسلام است.
(٢٩) در متن چاپى: استيحاق.