فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧١ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
اقتراح آزادى و برابرى كه يك ثُلث شريعت مقدسه را مىبرد.
كسانى كه به دستاويز طلب عدل و علم و بهانه رفع ظلم و جهل، اين صيغه را و اين عنوان را مطالبه دارند، به جان ضياء الحق، كه خدا و رسول از آنها بيزارند. شايد از سلسله علميّه [ = علما] هم بر بعضى، حقيقت امرْ مكشوف نباشد و همه بر اشتباه، به حقيقت امر ننگريسته، در دقايق امر فرصت باريك شدن نيافته باشند. بلى اقدام و اهتمام به ترويج معارف و نشر معدلت و دوام اين دو اساس بزرگ، منوط است بر اينكه در هر عصرى، هيأتى مخصوص مراقب و قيّم آنها بوده باشند تا پاينده و جاويد بماند و معنى حقيقت به هم رساند و آن نتايج مسطوره و آثار مترقّبه كه در چند شماره نمىگنجد، بر وجه كامل حاصل شود.
پس اى فرزند! در اصل هندسه اصلاحات و نقشه ترميمات، اختلاف فاحش نيست. اگر از طريق و كيفيت نائل شدن به آن مقصد عالى، بنا بر سازگارى باشد نه ناهنجارى، مرحباً و كرامةً. ساير علماء ايران، بلكه درباريان، كه تا اينجا حاضرند و موقع را منتظرند.
اى فرزند! اگر فرضا از علماء ايران و اركان دوران، هيچ كس مساعد من نباشد، من خود بفضلاللّه و برحمته اين خدمت را به دين اسلام و دولت ايران خواهم كرد، به شرطى كه مصلحين صورتاً و معناً خيرانديش و صلاحخواه باشند و درمان دردهاى بىپايان را از احكام اسلام بخواهند و دربار اين مملكت را به دربارهاى عصر سعادت و قرون قدرت دوره اسعديه الحاق بدهند و تمدن را از مدينة الرسول مشتق بفرمايند. كلّيةً تأسيس [ و[ رواج علوم و معارف، و شمول عدل و احسان، بر نحوى بكنند و حالاً و مآلاً بر اقتدار و اعتبار دين مبين اسلام و قوانين مقدسه حضرت خير الانام بيفزايند، و اين ملاحظه ضمير ممكن نيست مگر آنكه اهل اصلاحات و