فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠١ - قانون توارث زوجين از ديدگاه قرآن كريم خالد غفورى
عمل به روايت صحيح ابن اذينه ـ ثابت مىشود. (٨٤)
ملاحظهاى بر اين وجه جمع
وجه جمع ياد شده براساس بيان اولى كه پيش از اين در وجوه تعارض گفتيم، استوار است. آن بيان اين بود كه آيه ظاهر در ارث زن از عين است و در اين جمع مشكلى نيست مگر اينكه مخالف با اين ظهور آيه است و اين مشكلى نيست كه نتوان آن را حل نمود، بلكه مىتوان از اين ظهور دست كشيد. لكن اگر بيانهاى چهارگانه ديگرى را كه گفتيم لحاظ كنيم و معارضه ميان اين روايات و آيات ارث را در سطح مخالفت با ظاهر ندانيم، بلكه آن را در سطح مخالفت با صريح آيات بدانيم؛ چرا كه آيات مذكور محفوف به تأكيداتى است كه فراتر از ظهورى است كه امكان تخصيص يا تقييد يا نسخ آنها وجود ندارد، در اين صورت ديگر مجالى براى قبول اين وجه جمع باقى نمىماند، چون براساس اين بيان، تعارض ميان آيه و روايات مستحكم است و قابل جمع نيست.
براساس تقريبهايى كه گفتيم معلوم شد كه آيات ارث حتى با خود قرآن قابل نسخ نيست تا چه رسد به نسخ با سنّت. آيت اللّه سيد محمد حسين فضل اللّه مبعداتى را براى حكم به محروم بودن زوجه از ارث زمين، ذكر كرده و مىگويد:
مسئله ارث زوجه محل ابتلاى هر مسلمانى است و حكم چنين مسئلهاى بايد به وضوح در زمان پيامبر(ص) بيان مىشد. جاى ترديد نيست كه مسلمانان در زمان پيامبر(ص) مالك زمين و خانه و املاكى بودهاند و آنچه از قرآن معلوم مىشود اين است كه حكم اين گونه اموال همانند ديگر اموال ميّت است كه همه جزو تركه محسوب مىشود و ورثه همانند ديگر اموال مستحق آن مىباشند. اگر اين گونه املاك حكم ديگرى مغاير با ساير اموال داشت، حكمى خلاف ظاهر قرآن بوده و بر پيامبر(ص) لازم
(٨٤) مجله فقه اهل البيت(ع) شماره ٤٥، مقاله(ميراث الزوجة من العقار ١ و ٢) آيت اللّه سيد محمود هاشمى شاهرودى.