فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٤ - معظم/ اسماوصفات
[١] دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى.
نجم (٥٣) ٤-/ ١٠
٣٤. مصونيّت پيامبر صلى الله عليه و آله از هرگونه خطا و انحراف در دريافت وحى هنگام معراج:
وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى.
نجم (٥٣) ٧-/ ١١
مُعرِّف/ اسماوصفات
اين صفت فعلى خداوندى از باب تفعيل [تعريف] به معناى شناساننده است و فقط يك بار در قرآن در مورد معرّفى كردن و شناساندن بهشت به شهيدان استعمال شده است. [٢] اين صفت الهى به صورت اسمى نيز در ادعيه آمده است. [٣]
وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ.
محمّد (٤٧) ٦
معروف---) امر به معروف
مُعزّ/ اسماوصفات
اين صفت فعلى الهى از باب افعال [اعزاز] و از باب تفعيل [تعزيز] به معناى بزرگى، بخشنده، توانايىدهنده و اقتدار است و در مورد خداوند دو بار در قرآن به كار رفته است. [٤] اين صفت الهى به صورت اسمى نيز در ادعيه آمده است. [٥]
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ ... وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ ....
آلعمران (٣) ٢٦
إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ ....
يس (٣٦) ١٤
معصيت---) گناه
مُعْطى/ اسماوصفات
اين صفت فعلى الهى از باب افعال [اعطاء] به معناى بخشيدن و عطا نمودن است و در مورد خداوند ٣ بار در قرآن به كار رفته است. [٦] اين صفت الهى به صورت اسمى نيز در ادعيه آمده است. [٧]
إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ.
كوثر (١٠٨) ١
طه (٢٠) ٥؛ ضحى (٩٣) ٥
مُعظِم/ اسماوصفات
اين صفت فعلى خداوندى از باب افعال [اعظام] به
[١] . برخى مقصود از ضماير فاعلى «اوحى» در آيه مزبور را جبرئيل و برخى مرجع ضمير را «اللّه» دانسته و گفتهاند: با وضوح مطلب، ذكر نشدن مرجع ضمير در آيات پيشين اشكالى ندارد، در اين صورت خداوند، به وسيله جبرئيل به پيامبر صلى الله عليه و آله وحى كرده است. (الميزان، ج ١٩، ص ٢٩)
[٢] . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ٢، ص ٩٤١.
[٣] . جنّةالامان، ص ٣٥٨؛ المقام الاسنى، ص ٩٥.
[٤] . همان، ص ٩٤٢.
[٥] . الاقبال بالاعمال، ج ٣، ص ٢٤٦؛ البلد الامين، ص ٣٦٣.
[٦] . همان، ص ٩٤٥.
[٧] . دعاى جوشن كبير، بند ٩٣؛ البلد الامين، ص ١٧٨.