فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٨١ - من و سلوى
مُنْطق/ اسماوصفات
اين صفت فعلى خداوندى از باب افعال [انطاق] به معناى به سخن درآوردن است و در قرآن ٢ بار در يك آيه آن هم در مورد به سخن درآمدن پوست بدن در قيامت به امر خداوند ذكر شده است. [١] اين صفت الهى به صورت اسمى نيز در ادعيه آمده است. [٢]
وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ....
فصّلت (٤١) ٢١
منطق الطير---) پرنده
منظور بن زبّان
منظور بن ريّان بن سيار بن عمرو از جمله افرادى بود كه با نامادرى خود [مليكه] ازدواج نمود. [٣] گويند: او از اولين افرادى بود كه با ابوبكر در جنگهاى معروف به «ردّه» در گير شد و شكست خورد. [٤] مفسّران آيه ٢٢ نساء (٤) را درباره شمارى از افراد از جمله «منظور» دانستهاند كه با منكوحه پدر خودش ازدواج نمود و آيه، ضمن نكوهش شديد از اين عمل آن را تحريم نمود. [٥]
منعِم/ اسماوصفات---) نعمت
مُنقِذ/ اسماوصفات
اين صفت فعلى الهى از باب افعال [انقاذ] به معناى نجاتدهنده و رهايى بخشيدن است و كاربرد آن در قرآن، جهت نجات از آتش است. اين صفت يك بار در قرآن براى خداوند آمده است. [٦] اين صفت الهى به صورت اسمى نيز در ادعيه آمده است. [٧]
... وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها ....
آلعمران (٣) ١٠٣
منكر---) نهى از منكر
مَنّ و سَلوى
منّ، به معناى نيكى و احسانى است كه فرد يا جامعهاى زيبنده آن نيست. همچنين به مفهوم «هر نعمت گران و قطع آن» آمده است. اصل اين مادّه، به مفهوم احسان و نيكى است، و آنچه بر بنىاسرائيل فرود مىآمد نيز
[١] . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ٢، ص ١٤٣٣.
[٢] . المقام الاسنى، ص ٩٥؛ جنّةالامان، ص ٣٥٧.
[٣] . اسدالغابة، ج ٥، ص ٢٦١.
[٤] . تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٢٥٣.
[٥] . جامعالبيان، ج ٣، جزء ٤، ص ٤٢١؛ الدرالمنثور، ج ٢، ص ٤٦٩؛ اسبابالنزول، واحدى، ص ١٢٣.
[٦] . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ٢، ص ١٤٤١.
[٧] . الاقبال بالاعمال، ج ١، ص ٣٣٦؛ المقام الاسنى، ص ٩٥.